فعلى بدون برنامه ريزى و به صورت عكس العملى در برابر مصوّبه انجمنهاى ايالتى و ولايتى پيش آمد ، و سپس حكومت اهداف شوم اسلام ستيزانه خود را به صحنه كشاند و طبعا نهضت هم به مرحله جديدى كشيده شد . ولى گرچه اين براى شروع خوبست امّا براى تداوم حركت ، برنامهريزى و آمادهسازى افراد و مديران لازم است .
و به همين جهت است كه از طرح و برنامه رهبر فقيد انقلاب كه شاخص حركت بلكه نماد روشنى از اسلام شدهاند مىپرسند ، و در ادامه مذاكرات طرح پيشنهادى خود را إعلام ميدارند و از آن دفاع مىكنند . ايشان در ادامه خاطرات خود و آن گفتگوهاى زيربنائى آوردهاند :
« . . . از جمله گفتگوهائى كه بنده با ايشان كردم اين بود كه : الآن شما بايد دو حزب تشكيل بدهيد ؛ يك حزب سرّى و يك حزب علنى :
حزب علنى ، از نقطه نظر اينكه الآن رئيس هستيد ، و به همه مردم إعلام كنيد كه هر كس مسلمان است و طالب اسلام است ميتواند با اين خصوصيّات در اين حزب شركت كند و مشغول فعّاليّت بشود .
و حزب سرّى ، براى آن افرادى كه خودتان سراغ داريد . در همه مملكت افراد متنفّذ و غيور هستند و مىتوانند منشأ اثر باشند و كار بكنند و از آنها انسان ميتواند استفاده كند ، و آنها مىتوانند هر كدامشان در يك جمعيّتى نافذ باشند . در آنجا شما بطور سرّى با آنها ارتباط داشته باشيد .
و در واقع روح آن حزب علنى اين حزب سرّى باشد . و در آن حزب علنى هم هر كس ميخواهد داخل بشود ، ولى روح و اساس در همين حزب سرّى باشد .
ايشان گفتند : حزب هيچ به درد نمىخورد ، نه حزب سرّى نه حزب علنى .
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 303
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٣٠٣