مثلًا يك مرتبه بعد از قضيّه مدرسه فيضيّه شايع كردند كه شاه فرار كرده و مثل اينكه اين را عمدا خود آن دستگاه شايع كرده بوده تا اينكه عكس العمل مردم را ببينند چيست . در آن وقت حقير در قم بودم ، به ايشان عرض كردم : خوب اگر الآن شاه رفته باشد جنابعالى چه نقشهاى داريد ؟ چه كسى را معيّن مىكنيد ؟ نخست وزير شما كيست ؟ وزرايتان كيستند ؟
ايشان گفتند : آقاى حاج سيّد محمّد حسين ! ما در اين راه سُريدهايم . ( به اين معنى كه ما كسى را هنوز آماده نكردهايم ، و اين پيش آمدى است كه بدون نقشه قبلى صورت گرفته است . )
در آن وقت اسدالله علم نخست وزير بود كه تمام اين وقايع در زمان او به وقوع پيوست ، و بهترين كسى كه قبل از او نخست وزير بود همين دكتر على امينى بود كه در آن وقت از افراد سرشناس بود و طبعا مردم ميل داشتند او روى كار بيايد ، و چون افرادى كه از سابق تربيت شده باشند ، متخصّص باشند ، مسلمان باشند ، متديّن باشند ، متعهّد باشند ، و در اين موقع حسّاس كه مثلًا دستگاه سقوط مىكند فورا آنها بيايند و تمام مردم را اداره كنند و با عِرق دينى و غيرت مذهبى كه وجود نداشت ؛ لذا بعضى از آقايان در صحبتهايشان تقاضا داشتند كه عَلَم برود و باز همان دكتر امينى بيايد . قضيّه اينطور بود ، و ما خوب ميدانيم كه دكتر امينى و أمثال او افراد صد در صد مذهبى نبودند . لذا در آن شب خيلى صحبت شد » .
پيشنهاد حضرت علّامه براى تداوم و موفّقيّت نهضت
يك نكته اساسى آنست كه هميشه بايد در كنار هر مطلبى و نقدى راه حلّى را پيشنهاد نمود و گرنه از بيرون گود فقط بگو مگو كردن چندان دشوار نيست . حضرت آقا از آن كسانى نبودند كه فقط كاستىها را مىبينند ؛ بلكه براى رفع كاستىها نيز طرح و برنامه داشتند . در اين مقطع هم ميدانند كه نهضت