گفتم : پس چى ؟ گفتند : همينطور مردم را حركت ميدهيم ، و چنين و چنان .
عرض كردم : آقا فردا مجلس تشكيل مىشود ، وقتى وكلا در مجلس بنشينند و قانون بگذرانند ، شما چه قِسم جلوى مجلس را مىگيريد ؟ گفتند : ما مردم را ميفرستيم بروند درِ مجلس را بشكنند و داخل شوند .
عرض كردم : مگر آنها به شما يك چنين اجازهاى ميدهند ؟ ! وقتى مجلس باز بشود آنقدر اينها در اطراف تهيّه عِدّه و عُدّه مىكنند كه از صد مترى آنها نمىتوان حركت كرد ؛ آن وقت كه مثل الآن نيست در آن وقت شدّت بيشترى إعمال مىشود .
بايستى حزب تشكيل داد ، و حزب فوائدش چنين است و چنان . بالأخره قدرى از فوائد حزب عرض كردم ، ولى ايشان فرمودند : اصلًا حزب صلاح نيست به هيچ وجه من الوجوه .
عرض كردم : . . . هر قيامى در عالم بدون اساس و تشكيلات ثمر بخش نيست ، زيرا انسان در مقابل كار انجام شده قرار مىگيرد ، و آن وقت صدايش بلند مىشود كه الآن چكار كنم ؟ و امّا اگر با مقدّمات و مقتضيات و دور انديشى و تربيت افراد باشد ، هر اتّفاقى بيفتد فورا برنامهاش اجرا مىشود .
و براى حزب فوائد زيادى است :
اوّل اينكه : حزب كه تشكيل مىشود ، همان وقت كه حكومت گرفته نمىشود ، بلكه افرادى به تدريج تربيت ميشوند ، تكامل پيدا مىكنند ، در فنون مختلف متخصّص ميشوند ؛ يكى در اقتصاد ، يكى در دارائى ، يكى در استاندارى ، يكى در شهربانى ؛ و اينها كه از افراد متديّن و متخصّص و غيور انتخاب شدهاند به كمال خودشان مىرسند . اين يك فائده .
دوّم اينكه : الآن چه بسا از همين افراد به درجه أعلا و اكمل در گوشه و
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 304
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٣٠٤