ائتلاف بين علماء خيلى خوب بود ، و نتيجه كار هم خوب بود .
و روزها هم مرتّب از طرف دستگاه افرادى مىآمدند و با آنها مذاكره ميكردند و گفتگو داشتند كه اينها را متقاعد كنند ، علماء هم پيغامها ميدادند .
و بالأخره آقايان علماء بعد اللُتَيّا و اللَتى امضاء كردند كه : آية الله خمينى مرجع است . مرجعيّت آية الله خمينى ديگر نگذاشت آنها به مرام و مقصد خود برسند » .
آزادى آية الله خمينى و ملاقات با ايشان
« . . . آية الله خمينى از آن جهت - الحمد للّه - خلاص شدند ، و بعد از مدّتى ايشان را آزاد كردند و بردند در يكى از خانههاى شخصى كه در خيابان شميران بود ، و بعد هم معلوم شد كه اصلًا آن خانه ، خانه سازمان امنيّت بوده ؛ بىخود گفته بودند : خانه فلان كس است . خانه سازمان امنيّت بوده كه تحت نظر بوده باشد .
و ما هم اطّلاع پيدا كرديم كه ايشان مرخّص شدند ، و هر كس شنيد رفت براى ديدن . ما هم بعد از يكى دو ساعت كه اطّلاع پيدا كرديم با دو بندهزادگان خود آقا سيّد محمّد صادق و آقا سيّد محسن ( كه اينها آنوقت بچّه بودند ) رفتيم آنجا و از ايشان ديدن كرديم . و روز ديگر نيز از ايشان ملاقات نموديم . دو روز آنجا بودند . . .
بعد منتقل كردند به قيطريّه از نواحى قلهك طهران . آنجا باز ملاقات ممنوع بود تا سه ماه ديگر ، تا كم كم مقدّمات آزادى ايشان بواسطه إعلام مرجعيّت علماء مجتمع در طهران فراهم شد و ايشان حركت كردند براى قم ، كه مجموعا خود زندان بودن ايشان در عشرت آباد دو ماه طول كشيد و در قيطريّه بودن هم تقريبا دو سه ماه طول كشيد . ولى آن دو ماه زندان اوّل زندان خيلى سخت بود . و گويا سه روز در سلّول بودند كه خودشان گفته بودند كه : اگر يك