تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
عمرو بنويسد اينكه تنها كافى نيست . گفتيم تمام علماء ايران از تمام شهرستانها از هر جائى آن عالم درجه اوّلش آنها بيايند در طهران و در مجلسى با همديگر اجتماعى داشته باشند و همگى تصويب كنند كه آية الله خمينى مرجع است . لذا كاغذ نوشتيم به همه نقاط : به آية الله ميلانى در مشهد ، به آية الله صدوقى در يزد ، به آية الله خادمى و آية الله حاج آقا رحيم ارباب و شمس آبادى در اصفهان ، به آية الله آقا سيّد محمّد على قاضى در تبريز ، به آقا سيّد حسن بحرالعلوم و آقا سيّد محمود ضيابرى در رشت ، به آية الله آخوند ملّا على همدانى در همدان ، و ايشان كه اصلًا در اين مسائل شركت نمىكرد و خيلى خيلى محتاط بود ، وقتى كاغذ بنده را برده بودند و ايشان خوانده بود ( چون با ما يك مقدارى سابقه داشتند ) گفته بودند : خيلى خطّ خوبى است . بعد گفته بودند : انشائش هم خيلى خوبست . بعد آن آقائى كه نامه را برده بود گفته بود : خوب جواب چيست ؟ شما اجابت مىكنيد ؟ تشريف مىآوريد يا نه ؟ گفته بودند : من براى معالجه چشمم بايد بروم طهران . بعنوان معالجه چشم ! ( مىترسيدند اينها ، آخر شما نميدانيد چه خبرها بوده ؛ نه اينكه بخواهم ايشان را تخطئه كنم . ) خلاصه ايشان هم بعنوان معالجه چشم آمدند طهران و در آن مجلس هم شركت كردند . و همچنين از اهواز آية الله آقا سيّد على رامهرمزى بودند . اينها همه آمدند و از سائر شهرستانها هم به همين منوال تدريجا آمدند . . . و علماى قم هم آمدند و در باغى نزديك حضرت عبد العظيم منزل گرفتند . آية الله ميلانى هم در خيابان ولىّ عصر فعلى كه أميريّه سابق بود در يك منزل بزرگى اقامت كردند و علماء در آنجا اجتماع ميكردند و اجتماعشان هم طول كشيد . يعنى يك ماه تقريبا اينها در طهران ماندند و ملاقاتها داشتند و مجالس و محافلى داشتند . و خيلى هم خوب بود ، بسيار خوب بود . مجالس گرم بود .