چون در طهران اين طور تصميم گرفتيم كه علماى طهران همه در يك جا جمع بشوند و بروند خودشان را به شهربانى معرّفى كنند و بگويند كه : آية الله خمينى تنها نيست ، ما همه با او هستيم . هر جرمى كه او دارد ما هم با او هستيم ، او تنها نيست . ما همه با همديگر يكى ميباشيم .
حالا اين علماء را بايد جمع كنيم . لذا بعضىها را كه تلفن نداشتند با فرستادن افراد خبر كرديم ، و بعضىها هم كه تلفن داشتند شروع كرديم به تلفن كردن به آنها . و آن قدر آن روز تلفن كرديم كه من نميدانم سيصد تا شد چهارصد تا شد ، نميدانم . . .
تلفنها انجام شد . همه علماء طهران انصافا اهمّيّت دادند . و حتّى بزرگانشان مثل آية الله حاج شيخ محمّد تقى آملى رحمة الله عليه ، آية الله آقاى آشتيانى ، آية الله حاج سيّد صدر الدّين جزائرى ، و آية الله حاج سيّد محمّد على سبط كه از افراد جلسه خود ما بودند و همكارىهاى مستقيم داشتند ، و ديگران از علماى سرشناس و طراز اوّل طهران ، همه حاضر شدند كه در آن مجمع شركت كنند . تمام آقايان بنا شد كه در منزل آقاى حاج سيّد آقاى خلخالى در خيابان خراسان جمع بشوند و مجتمعا بروند از آنجا براى شهربانى و خودشان را معرّفى كنند مبنى بر اينكه ما با ايشان هستيم ، و ايشان تنها نيستند .
اين قرارها روز دوازدهم محرّم بود ، و بنا شد حدود ساعت ده صبح فردا سيزدهم محرّم همه جمع بشويم و برويم براى شهربانى ، و بنده هم بايد بمانم و آخر بروم بدانها ملحق شوم ؛ چون تمام اين كارها ، تمام اين نقشهكشىها زير سر بنده بود .
فردا صبح اين آقايان همه جمع مىشوند . . . ما هم كه ديگر آماده بوديم كه برويم و معلوم نبود كه چه وقت برميگرديم ، اصلًا برميگرديم يا برنمىگرديم ! ما
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 293
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٢٩٣