زحمت كشيد ، از غصّه دق كرد . بله اينقدر اذيّتش كردند و ملامتش نمودند كه دق كرد و يَرَقان گرفت و در بيمارستان بازرگانان فوت كرد . خدا رحمتش كند ، او مرد خيلى متعصّبى بود ، خيلى با فهم بود ، خيلى غيور بود » .
رعايت مسائل امنيّتى
مؤمن هميشه براى دفع حكومت جور و تحقّق حكومت عدل الهى ، در حال جهاد است ، ولى هرگز از هوشيارى و دقّت غفلت نمىكند ، نه از جهاد با دشمنان الهى دست مىكشد و نه بىگدار به آب مىزند ؛ البتّه نه آنكه از مرگ و شهادت مىترسد ، بلكه بدانجهت كه كارها ناقص مانده و اهداف پياده نمىشود ، اين مطلب مفاد روايتى است از امام صادق عليه السّلام كه فرمود : المُؤْمِنُ مُجَاهِدٌ ؛ لأَنَّهُ يُجَاهِدُ أعْدَآءَ اللَهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِى دَوْلَةِ الْبَاطِلِ بِالتَّقِيَّةِ وَ فِى دَوْلَةِ الْحَقِّ بِالسَّيْفِ . « 1 » « مؤمن هميشه در حال جهاد است ؛ چرا كه در دولت باطل با دشمنان الهى در پوشش تقيّه مىجنگد و در دولت حق با قدرت ظاهرى و شمشير . »
تقيّه بمعنى سكوت و خانه نشينى نيست ؛ بمعنى سپر داشتن و هوشيارانه عمل كردن است . حضرت آقا نيز بر اين اساس كارهاى مبارزاتى خود را در حصار دقيق اصول امنيّتى دنبال ميكردند و سرنخى به دشمن نميدادند ، و على رغم تلاشى كه طاغوت و ساواك در بدست آوردن مدرك و بهانهاى به كار مىبَرد و مأمورين منظّم و غير منظّمى را بسيج مىكند ولى ناكام و شكست خورده مىماند .
ايشان اين مطلب را در طول مبارزات خود با برنامهريزى دقيقى دنبال ميكردند كه بسيار قابل تأمّل است ؛ خودشان ميفرمايند :
هامش
( 1 ) « بحار الأنوار » ج 64 ، ص 171 ، حديث 3 ، به نقل از « علل الشّرآئع »