ايشان در اين راستا با بيانى رسا و قابل فهم براى همگان ، عنوان « پرچم كفر » را مطرح ميكردند كه اگر بالاى سر كسى بود ، سرزمينش هر جا باشد و صورت ظاهرىاش هر چه باشد ، او تحت حكومت جور است . ايشان ميفرمودند :
« . . . ما اگر در مملكت كفر زندگى كنيم ، حالا ميخواهد ايران باشد ، ميخواهد عراق باشد ، ميخواهد مصر باشد ، هر كجا باشد آن پرچم كفرى است كه حاكم است ، يعنى پرچم خارجىها ، و اينها همه نوكر و دست نشانده آنها هستند . آنها مىآيند يك نفر را تطميع مىكنند ، پول ميدهند ، وعده ميدهند ، چنين و چنان ، او هم كودتا مىكند ؛ يك كودتاى معنوى و مادّى ، ظاهرى و باطنى و همه مردم را مىبرد به آنجائى كه دستور دارد ببرد ، امّا زير پرچم كيست ؟ ! حالا هر چه بر پرچم بنويسند لا إله إلّا الله محمّدٌ رسول الله ! امّا اين پرچم انگليسِ كافر است ، پرچم اسلام نيست . . . »
ايشان در منابر خود از همان اوّل بناى مبارزه را بر مقابله با استعمار انگليس - كه ريشه استعمارى جهان كفر بود - و عوامل درونىاش قرار دادند ، خودشان ميفرمايند :
« . . . در آن ماه رمضان اوّلى كه بنده در مسجد بعد از اقامه نماز عصر خودم منبر مىرفتم و موعظه مىنمودم ، آن يك ماه مبارك را فقط اختصاص دادم به بحث درباره معارضه و مبارزه با كفّار ؛ و آياتى از قبيل :
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
« 1 »
،
و يا آيه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا وَدُّوا ما عَنِتُّمْ
« 2 » را
هامش
( 1 ) صدر آيه 22 ، از سوره 58 : المجادلة
( 2 ) قسمتى از آيه 118 ، از سوره 3 : ءَال عمران