براى جانفشانى حاضرند ، شما برنامه عمل خود را نشان دهيد ، جلسات خود را معرّفى كنيد تا اين جوانان با جان و دل ملحق شوند .
اين جوان بعدا معلوم شد كه از مأمورين رسمى سازمان امنيّت است . و خداوند تفضّل نمود كه در پاسخ او گفتم : اين خطبه من مطالب كلّى بود ، و گرنه ما سازمان و برنامهاى نداريم » .
استمرار جلسات سرّى علماء
دولت شاه اگرچه تا حدودى از مرحوم آية الله بروجردى أعلى اللهُ مقامَه حساب مىبرد و فساد و دين ستيزى را نمىتوانست آزادانه و به راحتى اجرا كند ، ولى از زمينه سازى براى اجراى سياستهاى شوم خود پس از رحلت ايشان غافل نبود ؛ و در اين سالها جلسات سرّى مرحوم آقا با بزرگان علماء طهران به جهت تعيين ضرورت مبارزه با حكومت طاغوت و تلاش براى حكومت اسلام استمرار داشت . ميفرمايند « 1 »
« . . . اوضاع دينى خيلى بد و سخت بود و همه مظاهر كفر در مملكت پياده شده بود ، و رو به شدّت و ازدياد مىرفت ، و تسلّط دولت جائره هم به نحو أتمّ و اكمل بود ؛ و ما هيچ چارهاى نداشتيم مگر اينكه ارتباط سرّى داشته باشيم با بعضى از علماء كه آنها را دلسوز و غيور و ايثار كننده تشخيص داده بوديم تا بتوانيم با آنها درد دل كنيم .
در طهران در آن وقت مجموعاً از اين افرادى كه در آن جلسه خصوصى ما شركت داشتند حدّاكثر ده نفر بودند و بعضى اوقات هم كمتر . البتّه علّامه طباطبائى در آن جلسه شركت ميكردند امّا اوقاتى كه از قم به طهران مىآمدند و
هامش
( 1 ) مطالب اين قسمت ، از كتاب « وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام » درس دوّم نقل شده است .