فرائض است . براى مثال اگر نماز شما روى جهتى ترك شد آن مقدارى كه چوب مىخوريد كمتر است از اينكه در صدد و اهتمام تشكيل حكومت اسلامى نباشيد ؛ او مقدّم است .
نماز ظهر وقتى قبول است كه انسان در سايه حكومت اسلام باشد ، روزه وقتى قبول است كه انسان در سايه اسلام باشد ، حج وقتى مقبول است كه انسان در سايه اسلام باشد ، و همه چيزها . وقتى انسان در زير پرچم پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم است همه أعمال او قبول است . وقتى انسان پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم را رها كرد و رفت زير پرچم معاويه و أبو سفيان ، حالا هر چه نماز بخواند ، هر چه روزه بگيرد ، خيلى روشن است كه آن نماز ، نماز نيست . آن نمازى كه أبو سفيان و معاويه بپسندد و امضاء كند نماز نيست ، چون او اصلًا وضعش و مكتبش ضدّ نماز است . او عامل نماز برانداز است ، نه ايجاد كننده نماز » .
اقدام عملى براى تشكيل حكومت اسلامى
چون معظّمٌ له مبارزه با طاغوت و تشكيل حكومت اسلامى را از اهمّ واجبات ميديدند از همان أوائل بازگشت از نجف اشرف به طهران فعّاليّتهاى خود را در اين رابطه شروع مىكنند ، و در مجالس خصوصى علماء و مجامع عمومى توده مردم با بيانهاى مختلف و مستند به آيات قرآن لزوم مبارزه با حكومت جور و تشكيل حكومت عدل را مطرح مىسازند كه با توجّه به موقعيّت زمانى سالهاى 1377 قمرى و 1336 شمسى كه دوران تثبيت پايههاى حكومت پهلوى و رسميّت شعار جدائى دين از سياست در ديدگاه مردم عادى و حتّى علماء و سياسيّون است ؛ امرى قابل دقّت و توجّه مىباشد ، و البتّه در طول مسير با اعتراض صريح و ضمنى ديگران هم مواجه ميشوند كه اعتنا نمىكنند .