بود ، و كسى به مبارزه با ريشه فساد كه حكومت فاسق بود نمىانديشيد يا جرأت آن را نمىكرد ، و بعضا با معلولها مبارزه مىشد و از برخورد با علّتها و علّت اصلى رشد فساد در مردم طفره مىرفتند ؛ حضرت آقا ريشه همه ناهنجارىها را حكومت طاغوت ميدانستند و مبارزه با آن را وظيفه اصلى مىشمردند .
و از اين مهمتر - هم در نگرش و هم در عملكرد - پرداختن به مسأله استعمار جهانى بود و اينكه حكومت فاسد پهلوى هم مهرهاى است از مهرههاى شوم استعمار و نوكرى است حلقه به گوش در خدمت كفر جهانى . اگرچه خود را مسلمان مىنامد ، و داعيه حكومت اسلامى هم دارد ولى عملًا سر سپرده كفّار است و در خدمت منافع آنان و در پى نابودى مظاهر اسلام در همه ميدانها .
و اين توجّه به ريشه اساسى دردهاى امّت اسلامى كه به بيرون از مرزهاى جهان اسلام كشيده مىشد ، و ديدن دستهاى پيدا و ناپيداى كفر جهانى در سرپا نگهداشتن حكومت پهلوى و حمايت از آن ، همچون سائر حكومتهاى دست نشانده استعمار در كشورهاى اسلامى ؛ مطلبى بود كه بسيارى از آن غافل بودند ، يا اگر متوجّه بودند جرأت بيانش را نداشتند ، يا توجيه ميكردند به اين بهانه كه در زمان واحد نبايد خود را با دو جريان داخلى و خارجى درگير ساخت ، اوّل بايد با حكومت شاه قضيّه را حل كرد و سپس به جنگ استعمار رفت .
ولى آقا معتقد بودند كه حكومت فاسد پهلوى ابزار اجرائى استعمار كافر است ، و در مبارزه با دشمن ، استبداد و استعمار را بايد با هم كوبيد تا راه براى حكومت اسلام باز شود ، و گرنه در مبارزه با استبداد پيروزى نهائى بدست نخواهد آمد و استعمار كافر با چهره انگليسى ، روسى ، آمريكائى يا هر چهره ديگرى بار ديگر در قالبى ديگر به صحنه باز خواهد گشت و مطامع خويش را دنبال خواهد نمود .
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 272
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٢٧٢