مخصوص طلبهها ؛ تا اينكه بالأخره براى ما خوب ملموس و مشهود شد كه : خداوند براى عالَم ولىّ و صاحب اختيارى معيّن نموده است ، و اين دستگاههاى ظلم و جور به هيچ وجه من الوجوه داراى اعتبار نيست و سنديّت ندارد ، و خداوند براى ما راهى تعيين نموده و منهاجى معيّن كرده است كه ما بايد خودمان را به آنها برسانيم .
از اينكه در روايات عديده داريم كه اسلام بر پنج پايه است : نماز و روزه و زكات و حجّ و ولايت ؛ و مَا نُودِىَ بِشَىْءٍ مِثْلَ مَا نُودِىَ بِالْوِلَايَةِ « هيچ چيز اهمّيّتش مثل اهمّيّت ولايت نيست » بر ما روشن شد كه : بر طبق آيات قرآنى و روايات ، امرى كه از همه واجبتر است همين تشكيل حكومت اسلامى است .
ما مسلمانيم ، نماز ميخوانيم ، روزه مىگيريم ، زكات ميدهيم ، خمس ميدهيم ، حج مىرويم ؛ ولى همهاش بىرمق و بىمايه و بىرنگ ، زيرا كه بالاى سر ما پرچم كفر است » .
جايگاه حكومت اسلامى
در زمانى كه مبارزه با حكومت طاغوت و تلاش براى تحقّق حكومت اسلام نزد بسيارى از افراد و حتّى برخى عالمان امرى نامطلوب و سياسى كارى تلقّى مىشد ، و برخى كه بيشتر و روشنتر فكر ميكردند آن را امرى خوب مىپنداشتند نه ضرورى ، و گروه سوّم آن را وظيفهاى لازم در رديف سائر وظايف دينى ميدانستند ؛ معظّمٌ له آن را از اهمّ واجبات و زيربناى تمامى أعمال مىشمردند كه به بركت آن ، اينها نيز قابل قبول ميباشند . خودشان در اين رابطه ميفرمايند :
« خلاصه با آن ترتيب كه طاغوت پيش مىرفت ما ديديم هيچ چارهاى نيست مگر اينكه انسان شروع كند به مبارزه با حكومت جور ، تا حكومت عدل را تشكيل دهد . چون تشكيل حكومت اسلامى از أوجب واجبات و از اهمّ