بدرخشد و بخرامد و چشم و چراغ حوزه و جمع حوزويان باشد ، به فرمانى به ظاهر عجيب و در باطن پر رمز و راز ، به طهران گسيل مىشود ، تا خود در اين امتثال سنگين و از خود گذرى سخت و امتحان طاقت فرسا در مسير إلى الله ذوب شود و بستر تحوّلات عميق علمى عملى هزاران جان عاشق را مهيّا سازد و با بيان و بَنان ، گفتهها و نوشتهها ، و با حضور جدّى در عرصههاى مختلف ، مربّى انسانها گردد .
بارى ، خطّ سير زندگى ايشان در طهران ، كه حدود 24 سال از عمر شريفشان را از سالهاى 1377 تا 1400 هجرى قمرى شامل مىشود « 1 » ، در چند محور قابل دقّت است ، كه حتّى الإمكان از كلمات خودشان ، به گوشههائى از آن اشاره مىشود . « 2 »
« انديشه حكومت اسلامى »
حضرت علّامه رحمة الله عليه در زمانى كه در نجف بودند فكر تشكيل حكومت اسلامى و رهائى از حكومت طاغوت را نه بعنوان يك كار سياسى بلكه بعنوان يك وظيفه الهى شناخته و تعقيب نموده و مبانى علمىاش را تقرير ميكردند . خودشان در اين باره مىنويسند :
» در نجف اشرف هم مجموع ماندنمان هفت سال شد كه در اين مدّت بحثهاى ولايت فقيه و بحثهاى اجتهادى و مسائل گوناگون پيش آمد و من رسالهاى درباره وجوب عينى تعيينى نماز جمعه در نجف نوشتم كه الآن موجود است . و بحثهاى ولائى ولايت فقيه و أمثال آن يك بحثهائى است
هامش
( 1 ) « الله شناسى » ج 1 ، ص 11 و ص 19
( 2 ) مطالب اين قسمت ، از كتاب « وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام » درس اوّل نقل شده است .