نمود ؟ و چرا هر يك از امامان وصيّت به امام زندهاى نمودند ، و تا امروز هم ما قائل به امام زنده هستيم ؟ و برآورده شدن حاجات و توسّلات و تدبير امور عالم به دست ولىّ الله المُطلق الأعظم حجّة بن الحسن العسكرىّ أرواحنا فداه مىباشد ؟ بطوريكه توسّل به هر امام و هر ولىّ متوفّى به آنحضرت بر ميگردد ، و رتق و فتق امور به يد مبارك اوست . چرا هر پيامبرى براى خود جانشين معيّن نمود ؟ كافى بود كه به تمام امّت بگويد : من كه از دنيا رفتم ، روحم قوىتر مىشود ، نفسم مجرّدتر ميگردد ، و بهتر از زمان حيات به درد شما مىرسم و شما را در معارج و مدارج كمال بالا ميبرم . شما حقّ نداريد به أحدى از اعاظم معنوى و روحى امّت من رجوع كنيد ! بلكه دعا كنيد تا من زودتر بميرم و تجرّدم افزون گردد ، تا بهتر و صافتر و پاكيزهتر شما را تربيت كنم ! « 1 » »
اشكال سوّم
« آنچه استاد به انسان تعليم ميدهد ، ظهورات نفس اوست . مگر كسى ميتواند از حيطه نفس خود قدمى فراتر نهد ؟ ! بنابراين تبعيّت از استاد يعنى از افكار و آراء او پيروى نمودن و در راه و طريق نفسانى او جارى شدن » .
پاسخ اشكال سوّم
« درست است كه هر كس در تبعيّت استاد درآيد ، در راه و مجرى و ممشاى نفس او در مىآيد ؛ ولى اگر خود به خود كارى را بكند از ممشى و مجراى نفس خودش كارى را كرده است ! حال سخن فقط در اين است كه كداميك افضل است و انسان را به مقصود مىرساند ؟
ولايت و نفس استاد ، روحانى و ملكوتى است ؛ و نفس سالك راه نرفته آلوده و خراب . اگر در ولايت استاد درآيد نفس استاد در وجود سالك
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 49 و 50