غائبند و به ظاهر دسترسى به ايشان نداريم خداوند متعال راه پيروى و اطاعت و انجام تكاليف را اكتفا به توسّلات باطنيّه قرار داده است ؟ !
حقيقت اين است كه وجود مقدّس امام زمان أرواحنا فداه سراسر كمال و نور ، و از طرف ذات مقدّس ربّ العزّة مُفيض وجود و مُعطى حيات و علم ميباشند ، و در امور تشريعيّه نيز فاعليّت آنحضرت تامّ است ؛ ولى نقص از ماست كه براى بهره گيرى از هدايت تشريعيشان بايد با حواسّ ظاهريّه اتّصال برقرار كنيم كه آن هم در اين زمان بطور معمول ميسور نيست ؛ در حالى كه طىّ اين راه بدون مربّىاى كه انسان بتواند با او تماسّ حاصل كند و پيوسته با وى باشد ، تا راه خير و شرّ و نفع و ضررش و نقاط ضعفش و راه بر طرف نمودن آنها را به دو نشان دهد حاصل نمىشود .
حضرت علّامه در كتاب « روح مجرّد » در توضيح اين حقيقت با بيانى زيبا و رسا ميفرمايند : » درست است كه امام زمان عجّل الله تعالى فرجه الشّريف زنده و حاضر و ناظر به همه أعمال است ، و طبق عقيده و ايمان شيعه داراى ولايت كلّيّه الهيّه است ، و تكوينا و تشريعا در مصدر ولايت و آبشخوار أحكام و جريان امور مىباشد ؛ ولى آيا اين اعتقاد و عقيده بايد راه ما را به استاد ببندد ؟ ! و بدون هيچ دستور و تبعيّتى از ارشادات او در راه سير و سلوك ، خود به مقصد برسيم ؟ ! و فقط و فقط از امام زمان كه غائب از نظر ماست و به صورت ظاهر هم به او دسترسى نداريم استمداد نمائيم ؟ !
چرا ما در سائر امور اين كار را نمىكنيم ؟ ! چرا در خواندن حديث و تفسير و فقه و اصول و تمام علوم شرعيّه از حكمت و اخلاق دنبال استاد مىرويم و بهترين و عالىترين استاد ذى فن را اختيار مىنمائيم و سالهاى سال بلكه يك عمر در تحت تعليم و تدريس او بسر مىبريم ؟ !
اگر وجود امام زمان ما را از استاد بىنياز مىكند ، چرا در اين علوم بىنياز
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 255
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٢٥٥