تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
« روح مرحوم أنصارى زنده است ، و او به درد رفقا و عاشقان راه و طريق خدا ميرسد و بدانان اعانت مىنمايد . روح انصارى پس از مردن قدرتش بيشتر است ، چون از لباس عالم كثرت و غشّ طبيعت خلع شده و به تجرّد صِرف ابدى رسيده است . در اين صورت بهتر و بيشتر و عالىتر در صدد تكميل رفقاى سلوكى خود بر مىآيد . آيا وى كه در زمان حياتش با آن سعه و گسترش ، مراقب و مواظب حال رفقا در خواب و بيدارى ، در حضور و پنهان ، در غيب و عيان ، در سفر و حضر بود ، با آنكه گرفتار عالم طبع و بدن و طبيعت بود ، بعد از مرگش كه مسلّما تجرّدش قويتر و احاطه‌اش افزونتر و علمش فراوانتر است ، بهتر و بيشتر رفقا را اداره نمىكند ؟ ! در اين صورت رجوع به غير انصارى ، هتك حرم انصارى و شكستن حريم اوست كه گناهى است نابخشودنى . « 1 » »

پاسخ اشكال دوّم

در پاسخ به اين إشكال ، حضرت آقا در دو كتاب « سرّ الفتوح » و « روح مجرّد » توضيح ميدهند كه : شكّى نيست كه همه و همه تكوينا محتاج و ريزه‌خوار عنايات و إفاضات بيكران امام زمان أرواحنا لتراب مقدمه الفدآء هستند و بدون ولايت ايشان هيچكس در مسير إلى الله قدمى از قدم برنميدارد ، و شكّى نيست كه ارواح اولياى الهى هر كدام به قدر سعه و ظرفيّت خود پس از مرگ ، سالكين إلى الله را مدد مىنمايند ؛ ولى آيا در امور تشريعيّه هم مطلب همينطور است ؟ آيا ما براى تشخيص وظيفه عملى خودمان در تك تك مراحل سلوك و عبور از يكايك منازل نفس نيز ميتوانيم به استمداد از باطن حضرت صاحب الأمر سلام الله عليه بسنده نموده و پاسخ سؤالات و حلّ مشكلاتمان را مستقيما از راه اتّصال به باطن ايشان بگيريم ؟ ! آيا در زمانى كه إمام زمان از نظر ما
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 42