نمىكند ؟ !
. . . امّا حلّ مسأله اينستكه همه امور و شؤون بدست مبارك اوست ولى اين امر ، سنّت اسباب را تعطيل نمىكند . همچنانكه همه امور بدست خداست ، و اين مستلزم تعطيل سلسله اسباب و مسبّبات نيست ؛ زيرا خود اين اسباب و مسبّبات هم تحت احاطه گسترده عالم توحيد و ولايت است .
. . . دنبال استاد رفتن و در تحت سيطره و تربيت وى در آمدن نه آنكه منافاتى با ولايت آن حضرت ندارد بلكه مؤيّد و مُمدّ و امضاء كننده آن نهج و آن طريقه نزول نور از عالم توحيد به اين عالم است .
اگر بىنياز بودن از استاد در علوم معرفتى با منطق شما تمام بود ، لازم بود در جميع صنايع و حِرَف از نجّارى و بنّائى و پزشكى و داروسازى و معدن شناسى و سائر علوم طبيعى مردم بدنبال استاد نروند ، و با توجّه به حيطه عظيمه ولائيّه امام زمان رفع مشاكل خود را بنمايند . . . « 1 » »
در مورد اكتفا به دستگيرى أرواح مطهّره أولياء سابقين نيز همين محذورات هست . بعلاوه ، اگر بنا بود روح يك نبىّ يا ولىّ الهى پس از مرگ براى هدايت و إرشاد انسان كافى باشد ديگرچه نيازى به تعيين وصىّ و جانشين بود ؟
« چرا رسول خدا صلّى الله عليه و آله اين همه توصيه و سفارش و بيان و خطبه درباره رجوع به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام ايراد فرمود ؟ چرا آن گروه انبوه را در مراجعت از حِجّة الوَداع در هَجير تابستان در جُحْفَه در سرزمين غدير خمّ معطّل كرد و آن خطبه غرّا و شيوا را قرائت فرمود ؟ آيا روح آية الله انصارى قوىتر است يا روح رسول الله ؟ !
چرا أمير المؤمنين عليه السّلام وصيّت به امام حسن مجتبى عليه السّلام
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 45 تا ص 47