اشكال پنجم
براى برخى اتّفاق افتاده كه بدون استاد ، راه خدا را پيموده و به مقصد رسيدهاند ، پس رجوع به استاد از ضروريّات سلوك إلى الله نيست .
« خودِ مرحوم انصارى استاد نداشت . و همه شنيدهاند كه ميفرمود : من استاد نداشتهام و اين راه را بدون مربّى و راهنما پيمودهام . و در صورتى كه خود آن مرحوم كه همه شما به استاد بودن و بالأخص به آدم شناس بودن او اعتراف داريد اينچنين بود ، چگونه شما استاد ميخواهيد مگر كاسه از آش داغتر ممكن است » ! ؟
پاسخ اشكال پنجم
حضرت آقا در پاسخ به اين إشكال ميفرمايند :
« از بيانات حضرت آقاى انصارى استفاده مىشود كه خدمت بزرگانى رسيدهاند . . . و نزد بعضى از شاگردان مرحوم آية الله حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى قَدّس اللهُ تربَته همچون حاج آقا سيّد حسين فاطمى و آقا حاج سيّد محمود رفته و مذاكراتى داشته است .
علاوه ، طريق آن مرحوم در ابتداى امر صحيح نبوده است . خود ايشان به حقير فرمودند : من كه به قم براى تحصيل مشرّف شدم بنايم مبارزه با اهل عرفان بود و با يك نفر از معروفين همدان كه مدّعى اين مطالب بود سخت در افتاده بودم . چون به قم رفتم مدّتى براى تسخير ارواح و تسخير جنّيان رياضت كشيدم ، ولى خداوند مرحمت فرمود و مرا در ميان راهِ گمراهى نجات داد و به سوى حقّ و حقيقت و عرفان إلهى رهنمائى فرمود . اين خواست خدا بود كه بر اين بنده ضعيف منّت نهاد . و اضافه فرمودند : هر كس با جنّيان سر و كار داشته باشد ، گرچه با مسلمانان آنها باشد ، بالأخره كافر از دنيا خواهد رفت .
ميفرمودند : پس از آنكه خداوند مرا نمايانيد كه آن روش غلط است ، و