تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
استاد ماهر و آگاه ، خطراتى بس عظيم دارد كه عقل و نقل ، آدمى را بشدّت از آن برحذر داشته است . مجموع اين دو پاسخ را ميتوان از اين عبارت بلند « رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم » استفاده كرد : « پس طالب را در اين مرحله نيز از رجوع به راهنما يا خليفه يا نائب آن يا فهم از كلمات آن چاره‌اى نيست . و چون استنباط اين مرحله و استخراج دقائق آن و شناختن امراض نفسانيّه و معالجات آن و مصالح و مفاسد و مقدار دواى هر شخصى و ترتيب معالجه آن بخصوصه ، چنان كه در انجام آن ضرور است ، چونكه امرى است بس خفىّ و دقيق ، صاحب اين استنباط را عقلى بايد تامّ و نظرى ثاقب و قوّه‌اى قويّه و ملكه‌اى قدسيّه و علمى غزير و سعيى كثير . و به اين سبب حصول اين علم قبل از عمل آن امرى است متعسّر بكله متعذّر . لهذا طالب را چاره‌اى جز از رجوع به راهنما يا قائم مقام او كه تعبير از او به اوستاد يا شيخ مىشود نيست . . . و فرقى ديگر هست ميان اوستاد فقه جسمانى كه فقيهش خوانند و اوستاد فقه روحانى كه شيخش گويند و آن اينكه : راه فقه جوارحْ جلىّ و ظاهر و راه همه كس واحد و دُزدان و قاطعان راه خدا در آن قليل و ظاهرند ، پس اوستاد اين فقه را نمودنِ راه و شناسانيدن فريبندگان كافى است ؛ به خلاف راهِ فقهِ نفس و طبّ روحانى كه راه هر كس متفاوت و مرض هر شخصى مختلف و معرفت قدر مرض غير مقدور و مقدار دوا غير مضبوط و شناختن مرض هر شخصى مشكل و ترتيب علاجْ صعب و عقبات راه بىحدّ و گريوه راه بىنهايت و دزدان پنهانى بىغايت و شناختن ايشان مستصعب ؛ چه بسى از ايشان به لباس درويش ملبّسند . پس چاره‌اى از همراهى اوستاد و شيخ و مراقبت آن در همه احوال
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 252 | جمعى از فضلا