كردن ، و بدون استاد ماهرِ راه رفته و به حقيقت پيوسته ، به رياضتها مشغول شدن ، و به أعمال كثيره استحبابيّه و روزههاى متوالى و بيدارىهاى شب بىرويّه و اجتناب از أغذيه محلّله بدون اذن و اجازه استاد پيدا ميگردد . « 1 » »
و همچنين در توضيح منشأ انحرافات عقيدتى شيخ احمد أحسائى
ميفرمايند :
« بارى ! شيخ احسائى مردى عالم و زاهد بود ؛ ولى به نظر حقير كه از مجموعه مطالعات بدست آمده است ، علّت انحراف عقيدتى او دو چيز بوده است :
اوّل آنكه وى حكمت نياموخته بود و فلسفه نديده بود ، آنگاه با اتّكاء به فهم نقّاد و ذهن بُرندهء خود در صدد برآمد خود به خود و بدون استاد ، كتب حكمت و فلسفه را مطالعه كند و از جهان أسرار و رموز عالم ربوبى و فلسفه اولى و ماوراء مادّه مطّلع گردد .
دوّم آنكه براى وصول به اهداف عاليه عرفانيّه و مكاشفات ربّانيّه نيز بدون تربيت و تعليم استاد ، به رياضتهاى شاقّى اشتغال پيدا نمود .
اين دو امر مهمّ موجب آن شد كه هم در آراء و مسائل فلسفيّه به خطا رود ، و هم در مكاشفات خود از دستبرد مكاشفات شيطانيّه مصون نبوده و نتوانسته باشد جميع مُدرَكات و مشاهداتش رحمانى شود ؛ با آنكه هم در حكمت نظرى و هم در عرفان عملى ، شرط اوّل و نخستين گام را استاد كامل و مربّى على الإطلاق به شمار آوردهاند . « 2 » »
همه اينها شواهد صدقى است بر اينكه پيمودن راه خدا بدون داشتن
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 567
( 2 ) الله شناسى » ج 3 ، ص 362