ولى آيا همين مقدار كافى است ؟ ! اين كلام دقيقا همان كلام خليفه دوّم : حَسبُنا كِتابُ اللَهِ است كه ائمّه معصومين بارها و بارها بر بطلان آن تأكيد نموده و با بيانات مكرّر خويش لزوم رجوع به امام حىّ و زنده را تبيين و تثبيت ساختهاند و به همين دليل در ذيل حديث مذكور فرمودهاند : . . . وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ . « و ليكن عقول و ادراك انسانها بدان افق نمىرسد . »
حضرت علّامه در اين زمينه ميفرمايند :
« قرآن بدون امام و معلّمِ وارد و محيط به أسرار و دقائق آن ، صفر است . چون دين بر پايه بصيرت و عمل است ؛ و بدون امام انسان چگونه به قرآن عمل كند ؟ ! درست مانند نسخه ايست كه از طبيب بگيريم و هر كس مطابق سليقه خود ، نسخه را به دوائى خاصّ و كيفيّتى مخصوص تفسير كند . اين عين هلاكت است . « 1 » »
و همچنين در ضمن عبارتى از قول يكى از بزرگان آوردهاند :
« راه ، بى راهنماى نميتوان يافت . و گفتن آنكه چون كتاب الله و سنّت رسول الله صلّى الله عليه و آله در ميان است به مرشد چه حاجت است ، به آن مىماند كه مريض ميگويد : چون كتب هست كه طبيب نوشته ، چرا مرا به أطبّاء مراجعت بايد كرد . كه اين سخن خطاست ، از براى آنكه هر كس را فهم كتب طبيب ميسّر نيست و استنباط از آن نمىتوان كرد . مراجعت به اهل استنباط بايد كرد كه
وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
« 2 » ، كتاب حقيقى صدور اهل علم است كه
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
« 3 »
،
نه بطون دفاتر ، چنانچه أمير المؤمنين علىّ عليه السّلام
هامش
( 1 ) « نور ملكوت قرآن » ج 3 ، ص 388
( 2 ) قسمتى از آيه 83 ، از سوره 4 : النّسآء
( 3 ) قسمتى از آيه 49 ، از سوره 29 : العنكبوت