حضرت آقا در مواجهه با اين گونه شبهات عكس العمل نشان ميدادند . هنگاميكه پس از ارتحال آية الله أنصارى قدّس الله تربتَه ميان رفقاى طهرانى ايشان برخى از اين إشكالات مطرح شد و يا زمانيكه نظريّه عدم نياز به استاد در سير و سلوك و تزكيه نفس از مطاوى كتابى كه در مشهد مقدّس طبع گرديد دستگيرشان شد ، در مقام پاسخ برآمدند و شفاها يا كتبا مطلب را روشن ساخته به نقاط ضعف آن سخنان و نوشتهها اشاره نمودند كه در تأليفات گرانقدرشان نيز به مناسبتهاى مختلف آنها را ذكر فرمودهاند .
عمده اين شبهات و پاسخ آنها - بر اساس آنچه كه از مجموعه آثار آقا بدست مىآيد - از اينقرار است :
اشكال اوّل :
براى پيمودن راه خدا و شناختنِ مُنجيات و مهلكات طريق نيازى به استاد نيست ، بلكه مراجعه به كتاب و سنّتْ سالك را بىنياز از استاد ميگرداند ، و كافى است كه انسان دواى دردهاى خود را در كتاب و سنّت بيابد و بدان عمل كند تا قدم به قدم به خداوند متعال نزديك شود .
پاسخ اشكال اوّل :
أوّلًا ، شكّى نيست كه دواى همه دردها در كتاب خدا و سنّت به نحو كلّى آمده است و بلكه خود كتاب الله به تنهائى حاوى همه احتياجات انسان براى پيمودن راه خداست ، چنانچه امام صادق سلام الله عليه فرمودند : مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ . « 1 » « هيچ مسألهاى نيست كه دو نفر در آن اختلاف نظر داشته باشند مگر اينكه ريشه و اصل حكم آن در كتاب خداى عزّ و جلّ موجود مىباشد . »
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 1 ، ص 60 ، كتاب فضل العلم ، باب الرّدّ إلى الكتاب و السّنّة ، ح 6