تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
استفاده از محضر حضرت آية الله بروجردى رضوان الله تعالى عليه به قم بر مىگشتم ، امّا ديدم كه ايشان مردى است عالم ، با وزنه و قوى ، و لذا نجف را در دوران تحصيل نهائى بر قم انتخاب كردم . و تقريرات دروس ايشان را نوشته‌ام ، از جمله رساله‌اى از ايشان در بحث اجتهاد و تقليد كه به تقرير اين جانب موجود است . « 1 » » و در جايى ديگر با بيانى كاملتر مىنويسند :

تواضع آية الله حلّى در عين قوّت علمى و فقاهتى

« مرحوم استاد آية الله شيخ حسين حلّى مرد بسيار بزرگى بود . بسيار مرد عجيبى بود . از منفردين و متفرّدين در علم و تقوى و زهد و اعراض از رياست‌هاى دنيوى بود . مرد محقّق و شاخصى بود كه همه علماء به علم و فهم و درايت او نيازمند بودند . هر وقت كسى از او مسأله‌اى را سؤال مىنمود چه در درس يا در غير موقع درس مثلًا مىپرسيد : فتوى و نظريّه شما راجع به اين مسأله چيست ؟ نگاهى ميكرد و مىگفت : منِ احمق را به فتوى دادن چه ! كار ما اين است كه برويم و به كتابها نگاه كنيم و مطلبى را بدست بياوريم و بيائيم با رفقا بحثى بكنيم ، كارمان اينست . اين مرد بزرگوار و با شخصيّت و با عظمت كه تحقيقا از مرحوم آقاى حاج سيّد محسن حكيم در دقّت نظر و وسعت اطّلاعات و تبحّر در علم فقه و اصول برتر بود ( و خود آقا سيّد محسن معترف به اين معنى بود ) ايشان در هنگام تدريس - كه بعضى از آن دروس به تقرير اين جانب موجود است - بعضى از عبارات آقاى حاج سيّد محسن حكيم رحمة الله عليه را بيان ميكرد ( البتّه به صورت قال بعضٌ و يا بعضُ مُعاصِرينا بدون آنكه اسمى از « مُستَمسَك العروة » بر
هامش
( 1 ) « ولايت فقيه در حكومت اسلام » ج 1 ، ص 251 و 252