تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
زبان آورد ) و كلام ايشان را بسيار خوب تجزيه و تحليل و رد كرده ، حقّ مطلب را أدا مىنمود . و ليكن در عين حال در بعضى از مجالس آية الله حاج سيّد محسن حكيم حاضر مىشد و اگر كسى ( مثلًا نماينده‌اى ، وزيرى ، متصرّفى ) از بغداد مىآمد و از مرحوم حكيم اجازه حضور ميخواست و يا سؤال و استفتائى داشت ، ايشان ميرفت و در آن مجلس مىنشست و مطلب او را گوش كرده و حل مىنمود و جواب ميداد ، مثل يكى از افراد عادى بسيار معمولى . . . . پدر ايشان در صحن مطهّر أمير المؤمنين عليه السّلام در نجف أشرف اقامه جماعت ميكرد و پس از فوت او اقامه جماعت اختصاص به مرحوم آقا شيخ حسين حلّى داشت ، امّا ايشان استاد خود مرحوم نائينى را مقدّم داشتند . و پس از مرحوم آية الله نائينى با آنكه از بهترين تلامذه او بود معذلك اقامه نماز را بجاى مرحوم نائينى قبول نكرد ، و آية الله حاج سيّد محسن حكيم اقامه جماعت نمودند . و ايشان از اين عمل استنكاف مىنمود و كرارا و مرارا مىگفت : « كار من فقط تدريس است ، من طلبه هستم » . نه فتوى داد ، نه رساله‌اى منتشر نمود ، و نه نماز جماعت خواند . امّا در درس و تحقيقات إلى ما شآء الله هر چه بگوئيد كم گفته‌ايد ، ايشان به اندازه يك صندوق ، تقريرات و تحقيقات و كتب مستقلّه در فقه و اصول دارد . يك مرتبه درباره اجتهاد و دقّتى كه علماء بزرگ داشتند ( كه تا چه حدّ از فتوى دادن اجتناب ميكردند و خود را در معرض فتوى قرار نميدادند و از خداوند علىّ أعلى مىترسيدند ؛ با اينكه مجتهد بودند امّا باز از إفتاء خوددارى ميكردند ، و شدّت تقوايشان اين مطلب را ايجاب ميكرد ) فرمود : بعضى از اين احتياطهائى كه در رساله‌ها هست و الأحوط وجوبى