و ايشان هم در سنه 1363 هجريّه قمريّه يعنى در سن هجده سالگى حقير فوت كردند . و اينك كه بيشتر از پنجاه سال ميگذرد و ديوان مرحوم شاطر عبّاس صبوحى تجديد طبع يافته است اين اشعار را بطور كامل كه مجموعا ده بيت است البتّه با اندك تغيير در بعضى الفاظ - در آنجا يافتم . . . « 1 » »
« دوران تحصيل و نوجوانى »
دوران سياه حكومت رضاخانى بر اساس دستور العملهاى ديكته شده اربابان استعمارى او و عمدةً انگليس ، به دوران خفقان شديد و إرعاب و سركوب براى محو اسلام و فرهنگ قرآن و عترت تبديل شده بود و در اين راه سرمايه گذارىهاى كلان و برنامهريزىهاى دقيق به اجرا گذاشته مىشد ، و از آن جمله كار شديد فرهنگى بر روى افكار عامّه مردم بود كه با تبليغات وسيع ، توده مردم مخصوصا جوانان را از تعاليم اسلام و مظاهر دين روى گردان سازند ؛ مسجد و منبر و مجالس وعظ را مهجور و ممنوع كرده علماء را به گوشه عزلت بكشانند ، كه البتّه بى اثر هم نبود و كم كم تحقير ارزشهاى دين و توهين و دهن كجى به مقدّسات و مظاهر اسلامى جزئى از فرهنگ متداول و كوچه بازارى بسيارى از مردم عامى و بىتقوى گشت .
در اين حال و موقعيّت بود كه عالمان متعهّد براى نجات اسلام و مسلمين دامن همّت به كمر زدند و هر كدام به قدر وسع خويش به ميدان آمدند ، و مرحوم آية الله حاج سيّد محمّد صادق طهرانى از يكسو در سنگر محراب و منبر تعارض رو در روى با نظام طاغوتى را سامان ميداد و تعميق فرهنگ دينى در مردم را دنبال ميكرد ؛ و از سوى ديگر در محيط خانه فرزندانش را براى
هامش
( 1 ) « جُنگ خطّى 13 » ص 137