هامش
- صفدى ( كه او جمود ندارد ) به جهت آن بوده است كه جمود رجال حديث بين مردم مشهور بوده است .
استاد ، امام محمّد عبده در رسالهء « الإسلام و النّصرانيّة » أهل حديث را به عدم وسعت فكرى و عدم سعهء صدر وصف نموده است .
ابن قتيبه در كتاب « تأويل مختلف الحديث » گويد : ما بيشترِ أهل حديث را از ملامت و سرزنش در كتابهاى خود رها نمىكنيم ، زيرا دانستن آنچه نوشتهاند و فهميدن آنچه جمع نمودهاند را رها نموده ، و تنها شتاب نمودند در گردآورى حديث از ده يا بيست طريق ! تا اينكه عمر خويش را در اين مسير به پايان بردند ، و از آن دست بر نداشتند مگر پس از طىّ سفرهاى طولانى ! در حالى كه در يك يا دو طريق صحيح ، براى كسى كه در طلب علم به دنبال رضاى پروردگار است ، كفايت است .
« جوينده را به زحمت انداختى و به وارث خود نفعى نبخشيدى . » ( أتعَبتَ الطّالبَ و لم تنفَع الوارثَ . ) بنابراين هر كس از اين گروه باشد به نظر ما بهرهء خود را ضايع نموده و به كارى روى آورده است كه غير آن كار براى او سودمندتر بوده است .
اين گروه از أهل حديث را به « حشويّه » ، « نابته » و « مجبّره » لقب دادهاند ، و آنها را « خس و خاشاك روى آبها » يا « افراد پست و نادان » ناميدهاند ؛ و تمام اينها ألقابى است كه به آنها دادهاند .
وزير يمانى در كتاب « الرّوض الباسم » گفته است : اين گروه را بدين جهت حشويّه ناميدهاند كه أحاديثى كه سند ندارند را در احاديث روايت شده از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم داخل نمودهاند . -