صفحهء 380 تا صفحهء 385 ( طبع دوّم ) مطالبى نفيس و ارزشمند در ردّ حشويّه و أخبارى مذهبها كه در روايات ، رجوع به عقل و مدارك صحيح علمى ندارند و به مجرّد ورود خبرى أخذ به ظاهر نموده و بدون تطبيق با موازين دقيق و عميق علم بدان عمل مىكنند ، ذكر نموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - ايشان اين مبحث را ذيل عنوان « گردآورى حديث بدون تعمّق و تفقّه ، و القابى كه به اين گروه داده شده است » آوردهاند كه گزيدهاى از آن چنين است :
« مطلبى كه باقى مانده است و درست نيست ما از آن غفلت ورزيم - زيرا به موضوع كتاب ما مرتبط است - موضوع گردآورى حديث در زمانهاى متأخّر ( از عهد صحابه ) مىباشد .
أبو عمر بن عبدالبرّ گويد : طلب حديث آنگونه كه بسيارى از أهل زمان ما امروزه آن را دنبال مىكنند كه بدون تعمّق و تدبّرِ در آن مىباشد ، نزد گروهى از أهل علم مكروه است .
ذهبى در كتاب خود به نام « بيان زَغَل العلم و الطّلب عن علم الحديث » گفته است :
« غالب محدّثين ، أهل فهم نيستند و هيچ اهتمامى در معرفت حديث نداشته و تديّن به آن نيز ندارند . . . سفيان ثورى در آنچه گفته است معذور است كه : اگر حديث خير بود از ميان رفته بود همانگونه كه خير از ميان رفته است . ( عين عبارت سفيان چنين است : اگر حديث خير بود هر آينه رو به كاهش رفته بود همانگونه كه خير هميشه در كاهش است ؛ ولى حديث شرّ است ، به همين جهت مىبينيم كه دائماً زياد مىشود همانگونه كه شرّ پيوسته زياد مىشود . ) -