إرنست رِنان در وقتى كه سيّد جمال الدّين أسدآبادى در فرانسه بود ، نطقى در دانشگاه سوربون در مخالفت إسلام با علم و فلسفه نمود و در روزنامه انتشار داد ، و سيّد جمال جوابى در ردّ او داد .
مطالب رنان و سيّد جمال در كتاب « سيرى در انديشهء سياسى عرب » تأليف سيّد حميد عنايت ، از صفحهء 104 تا صفحهء 112 آمده است .
و ما اجمال اين قضيّه را در « جُنگ شمارهء 7 » صفحهء 47 آوردهايم ؛
هامش
- به آن معتقدند ، و اين فكر از عجيبترين اشتباهات است . و اگر حكم عقل بعد از شناخت امام ردّ شده و باطل شمرده شود ، با اين كار توحيد و نبوّت و امامت و سائر معارف دينيّه إبطال گرديده است . و چگونه ممكن است كه از عقل نتيجهاى گرفته شود و سپس بوسيلهء آن نتيجه ، اعتبار و ارزش حكم عقل ابطال شود ولى خود آن نتيجه كماكان صادق باشد .
و اگر منظورشان از اين سخن اين است كه حكم عقل تا جائى كه حقّانيّت توحيد و نبوّت و امامت را نتيجه مىدهد صادق و صحيح است و سپس باب عقل بسته مىشود ، معناى آن اين است كه عقل در حكم خود تابع نقل است ( و دائرهء ارزش و اعتبار عقل را نقل تعيين مىنمايد ؛ و در هر محدودهاى كه نقل مطلبى بيان كرده ، حكم عقل نيز در تأييد آن حقّ مىباشد ولى در سائر مطالب حكم عقل ارزش ندارد ) و فساد اين مطلب ، از مطلب گذشته به مراتب بيشتر است .
پس حقّ اين است كه منظور همهء اين روايات ، نهى از تبعيّت استدلالات عقلى در مواردى است كه شخص قادر بر جداسازى مقدّمات حقّه از مقدّمات باطلة نباشد . » ]