هامش
- وى نقل كرد نه از ملّا أحمد اردبيلى ، چون محتمل است او هنگام تلخيص قصّهء ابن حمزه را افزوده باشد .
در « روضات » گويد : أصل كتاب « حديقة الشّيعة » را از مؤلّف ديگر مقدّم بر ملّا أحمد اردبيلى ديدهاند .
بارى ، كتاب « حديقة الشّيعة » به صورت فعلى از مقدّس اردبيلى نيست ، و از گفتههاى أهل فنّ چنان بايد نتيجه گرفت كه : اين كتاب را يكى از مؤلّفان آغاز دولت صفويّه يا أواخر دولت گوركانيان در شرح حال پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم و دوازده إمام عليهم السّلام نوشته است . شبيه « روضة الشّهدآء » ملّا حسين كاشفى و « زينة المجالس » و چند كتاب فارسى ديگر در مناقب أئمّهء اثنى عشر عليهم السّلام كه عبارت آنها فصيح و شيرين است امّا روايات ضعيف بسيار دارد .
و نام ملّا أحمد اردبيلى و « زبدة البيان » در اين كتاب از آنجا آمد كه نسخهاى از اين « حديقة » در تصرّف ملّا أحمد اردبيلى بوده ، در حاشيهء آن توضيحاتى نوشته است و ناسخان پس از آن جزء متن كردهاند ، و باز محمّد بن غياث بن محمّد آن را تلخيص كرده است ؛ و گرنه أخبار ضعاف و بى أصل را با عبارت فارسى فصيح نمىتوان به عالمى مدقّق نسبت داد كه أصلًا آذربايجانى بوده و در نجف أشرف پرورش يافت . و ما هرگز احتمال نمىدهيم محقّق اردبيلى تأليف ديگرى را انتحال كند ، و چون [ ، چون ] با آن علم و تقوى و شهرت و قبول عامّه و جاه و عزّت كه داشت حاجت نبود كتابى ضعيف را به خويش نسبت دهد .
و عجيبتر آنكه گويد : مرا گذر به اصفهان افتاد ، ديدم كه مردم آن بلده -