هامش
- بالمعلوماتِ وَالتّجرُّدِ عَنِ الجسمانيّاتِ . » « فلسفه ، تشبّه به خداوند بر حسب قدرت و توان بشرى ، به هدف دست يافتن به سعادت أبدى مىباشد ؛ چنان كه امام صادق عليه السّلام در كلام خود امر فرمودند : « خود را به أخلاق إلهى متخلّق كنيد » يعنى در احاطهء به معلومات و تجرّد از جسمانيّات خود را به خداوند شبيه نمائيد . »
« آغاز حكمت و فلسفه دانستن حقائق موجودات است به اندازهء بشريّت ، و انجام آن متخلّق شدن به أخلاق إلهيّه و دارا بودن بر عوالم عقليّه ؛ كَما قالَ بَعضُهُم بِالعَربيَّة : الحِكمةُ صَيرورةُ الإنسانِ عالَماً عَقليًّا مُضاهياً لِلعالَمِ العَينىّ ، لا فى المادَّةِ بَل فى صورَتِهِ وَ نَقشِهِ وَ هَيئَتِه وَ رَقْشِه . » « حكمت عبارت است از اينكه انسان عالَمى عقلى مشابه با عالم عينى گردد ، ليكن نه مشابهت در مادّه بلكه در صورت و هيئت و نقش و شكل عالَم عينى . »
« و اين فنّ شريف در عالم مدنيّت و إنسانيّت دانش بسيار بزرگى است كه شرافت كبرى و رياست مطلقهء او بر فنون علوم نزد أهل خرد و دانش مسلّم است . زيرا كه جميع علوم عقليّه و فنون و صنايع كه سهولت تعيّش و زندگانى بنى نوع إنسانى منحصر در آن است هر يك شعبهاى از شعب آن علم شريف شمرده مىشوند .
و گذشته از آنكه جميع علوم عقليّه از نتائج و فروعات اين علماند ، علوم مقدّسهء شرعيّه را نيز به اين علم اختصاص بخصوص و ارتباط محكمى در ميان است . زيرا يك قسم أعظم علم شريعت كه منبع هر گونه سعادت و ما به الامتياز ما بين هدايت و ضلالت است شعبهاى است از فلسفهء اولى كه نام آن شعبه را حكماى اسلام « حكمت إلهى بمعنى أخصّ » و حكماى يونانى به زبان لاتين -