هامش
- و يُستفاد منه غايةُ علمه . « منتخباتى از آثار حكماى إلهى » ج 3 ، ص 150 )
« از كسانى از اهل علم كه به روايت ايشان اطمينان حاصل است نقل شده است كه پيامبر أكرم سيّد المرسلين صلّى الله عليه وآله دربارهء ارسطو فرمودند : وى پيامبرى بود كه قوم او مقامش را مجهول داشتند . و همچنين اهل علم نقل نمودهاند از رسول خدا صلّى الله عليه وآله كه از آن حضرت دربارهء ارسطو سؤال شد فرمودند : اگر مرا إدراك مىكرد هر آينه از من استفاده مىبرد ؛ و از اين فرمايش حضرت حدّ أعلاى علم او استفاده مىشود . »
و در « بحار الأنوار » ج 3 ، ص 149 در حديث توحيد مفضّل ، كلماتى را از حضرت إمام صادق عليه السّلام در مدح ارسطو در ردّ بر دهريّين كه حكمت و تدبير إلهى را انكار مىنمودند ، آورده است .
و در ج 10 ، ص 172 از آن حضرت نقل كرده است كه از أفلاطون به « رئيسُ الحكماء » تعبير نمودهاند ؛ كه « حكماء » جمع حكيم است و حكيم ( صاحب حكمت ) در لسان كتاب و سنّت مقامى بس بلند دارد .
و از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم حكايت شده است كه :
إذا كَمَل واحدٌ مِن أهلِه قال له : يا أرسطوطاليسَ هذه الأُمّة
. « هنگامى كه يكى از اطرافيان آن حضرت به كمال مىرسيد به او مىفرمود : اى ارسطوى اين امّت . » ( « نُزهة الأرواح » شهر زورى ، ج 1 ، ص 5 )
و سيّد ابن طاووس در « فرج المهموم » ص 151 و 152 در مقام تأييد علم نجوم از برخى نقل نموده است كه : هِرمس و أبرخوس و بطلميوس و أكثر حكما ، از أنبياء بودهاند ولى به جهت اسامى يونانيشان امر بر مردم مشتبه شد . ( يعنى از آنجا كه أسامى ايشان شبيه اسامى بعضى از حكماى فاسد العقيدهء يونان بوده است ، پنداشتهاند كه همهء صاحبان اين اسامى داراى يك مرام و عقيدهاند . ) - م .