در قرآن كريم سورهاى است به نام لقمان كه از حكماى يونان بوده است ، و در آنجا ذكر مىكند كه :
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ .
« 1 »
آنگاه در آيات بعدى شرح مفصّلى از نصائح و مواعظ لقمان را به پسرش بازگو مىفرمايد .
ملّا سيّد صالح خلخالى در مقدّمهء كتاب « شرح مناقب محيى الدّين » از صفحهء 64 تا صفحهء 81 مطالب نفيسى در معناى فلسفه و عرفان ، و در سرّ لزوم تحصيل علوم عقليّه ، و عدم منافات فلسفه با علوم شرعيّه ، و در اينكه مخالفت علماء اسلام با فلسفهء أشاعره بوده است كه حسن و قبح عقلى را انكار مىكردهاند ، ذكر كرده است و حقّاً مطالب پخته و حساب شدهاى را آورده است . « 2 »
هامش
( 1 ) - آيه 12 ، از سورهء 31 : لقمان : [ « و سوگند به خدا كه ما تحقيقاً به لقمان حكمت داديم : اينكه شكر و سپاس خدا را بجاى آور . پس مطلب اين است و بس : كسى كه شكر خداوند را بجاى آورد براى خودش بجاى آورده است ، و كسى كه كفر ورزد ( و روى احسان و نعمت خداوندى پوشش بنهد ) بداند كه خداوند بى نياز و پسنديده است . » ]
( 2 ) - گزيدهاى از عبارات ايشان چنين است :
« الفَلسفةُ ، التَّشبُّهُ بِالإلهِ بِحسَبِ الطّاقةِ البشَريّةِ لِتحصيلِ السّعادةِ الأبَديّةِ ؛ كما أمرَ الصّادقُ عَليهِ السّلامُ فى قَولِه : تَخَلَّقوا بِأخلاقِ اللهِ ، أى تَشَبَّهوا بهِ فى الإحاطةِ -