هامش
- مطالعهء خلقت يعنى راه علوم حسّى و تجربى چنان كه گفته شد به هيچ وجه قادر نيست جوابگوى مسائل مورد نياز بشر در إلهيّات باشد . زيرا اين راه همين قدر إثبات مىكند كه جهان با نيروى مدبّر قادر اداره مىشود ، أمّا خود آن قوّه چه وضعى دارد ؟ و آيا واجب الوجود و قائم بالذّات است يا او نيز به نوبهء خود مخلوق يك نيروى ديگر است ؟ آن نيروى ديگر چطور ، آيا در نهايت أمر به نيروى قائم بالذّات منتهى مىشود يا نه ؟ آيا آن نيرو واحد است يا متعدّد ؟ بسيط است يا مركّب ؟ از كجا آمده است ؟ أزلى و أبدى است ؟ به همه چيز بلا استثناء عليم و قدير است يا براى علم و قدرت او حدّى است ؟ به مخلوقات خود نزديك است يا از آنها دور است ؟ مخلوقات در برابر او مختارند يا مجبور ؟ صفاتش مغاير با ذات است يا عين ذات ؟ أزلًا و أبداً در كار خلقت است يا خلقتش محدود است به زمان محدود ؟ مستقيماً در كارها دخالت مىكند يا به وسائل و أسباب ؟ پس آيا در ادارهء جهان أعوان و أنصار دارد ؟
اينها و يك عدّه مسائل ديگر است كه خواه ناخواه براى بشر مطرح است ، و تا اينها راه حلّ صحيح نداشته باشد مسألهء خدا و ماوراء الطّبيعة مجهولى بيش نخواهد بود .
از طرف ديگر مىبينيم قرآن در اين گونه مسائل سكوت نكرده است ، اين مسائل و يك سلسله مسائل ديگر را طرح مىكند ؛ چرا ؟ آيا جز براى درك و فهم و حلّ است ؟
قرآن دربارهء خدا و ماوراء الطّبيعة چنين مسائلى طرح مىكند :لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ( شورى / 11 )وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى( نحل / 60 )وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى( أعراف / 180 )الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ-