سائر عوارض جسم تفاوت دارد و به گونهاى است كه به ذات أجسام گره مىخورد نه مانند عوارض ديگر كه به مرحلهء ذات پيوند ندارد ؛ ايشان مىفرمايند :
« در نتيجه واضح و روشن شد كه وصف تغيّر و تجدّد براى أجسام و وقوع آنها در مقولهء « متى » يك حقيقتى است كه به صورت و جوهر أجسام ، كه مقوّم آنها و يا مقوّم لوازم وجود و تشخّص آنها بوده و يا در مرتبهء وجود و تشخّص آنها قرار دارد ، باز مىگردد . و اين وصف حركت و زمان از عوارضى نيست كه خالىبودن جسم از آنها در واقع ، امكانپذير باشد نظير حرارت و يا سياهى و أمثال اين دو ؛ پس نتيجه مىگيريم كه بايد صورت أجسام صورتى داراى تجدّد و تغيّر در ذات و طبيعت خود باشد . »
و بعد از بيان مفصّلى در همين رابطه ، در پايان فصل دوّم چنين نتيجه مىگيرند :
« فَإذاً العالَمُ بجميع أجزآئه : أفلاكِه و كواكِبه و بسآئطِه و مُركّباتِه ، حادثةٌ كآئنةٌ فاسدةٌ . كلُّ ما فيه فى كلّ حينٍ مَوجودٌ ءَاخَرُ و خلقٌ جديدٌ ، كما قَدّمنا ذكرَه فى العلمِ الكلّىِّ و ما فَوقَ الطّبيعةِ ؛ والله أعلم . »
« پس در نتيجه عالم با تمام أجزائش : أفلاك و ستارگانش ، بسائط و مركّباتش حادث بوده و داراى كون و فساد مىباشد . هر آنچه در عالم است در هر لحظه موجودى ديگر و خلقى جديد است ، آنچنانكه قبلًا در علم كلّى و ما فوق الطّبيعة ( امور عامّه ) بيان نموديم ؛
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٥