مادّه را قديم مىدانند در حالى كه قديم جز خداوند متعال وجود ندارد ، و پذيرش موجود قديم ديگرى مستلزم شرك خواهد بود .
در پاسخ اين ايراد بايد گفت : دربارهء حدوث و قِدم عالم سه نظريّه وجود دارد :
الف : نظريّهء متكلّمين ، آنها مىگويند : عالم بطور كامل حادث زمانى است ، يعنى در زمان مشخّصى به وجود آمده است و قبل از آن زمان معدوم محض بوده است .
ب : نظريّهء فلاسفهء مشّاء ، آنها مىگويند : عالم قديم زمانى است ، يعنى در امتداد زمان هرچه پيش برويم نمىتوان براى عالم ابتداى زمانى يافت ، بنابراين مادّهء عالم از ابتدا به همين صورت بوده است و دائماً نيز خواهد بود .
ج : نظريّهء حكمت متعاليه ، مرحوم صدرالمتألّهين و موافقان ايشان مىگويند : هر چه مادّى است حادث زمانى است ، هيچ موجود مادّى نمىتواند ثابت و باقى باشد ؛ ولى اين بدان معنى نيست كه فيض خداوند نيز حادث زمانى باشد ، بلكه فيض خداوند هيچ ابتداء و انتهايى ندارد .
يعنى فيض خدا أزلى و أبدى است اگر چه جلوههاى آن حادث و جديد باشند ؛ « الفيضُ دآئمٌ و المستفيضُ حادثٌ » .
حال كه اين مقدّمه واضح گشت به بررسى إشكال مرحوم علّامهء مجلسى مىپردازيم :
واضح است كه إشكال ايشان بر نظريّهء سوّم وارد نيست چرا كه
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٢