تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
و خداوند آگاهتر است . » « 1 » و أمّا نسبت به نظريّهء گروه دوّم مىتوان از طرف مشّائين چنين گفت : مادّهء عالم اگرچه قديم است ولى قديم زمانى است نه قديم ذاتى ، و آنچه مختصّ به ذات ربوبى است قِدم ذاتى است . توضيح آنكه : در علم حكمت بيان شده است كه قديم دو گونه است : ذاتى و زمانى . قديم ذاتى يعنى موجودى كه به ذات خود بدون نياز به هيچ علّتى ، أزلى و أبدى است ؛ و اين نوع از قِدم اختصاص به واجب تعالى دارد و هيچ موجود ديگرى با او اشتراك ندارد . و قديم زمانى يعنى موجودى كه در امتداد زمان بىابتدا است ولى نيازمند به علّت مىباشد يعنى علّت ، آن را بدينگونه قرار داده است ، پس چنين موجودى در ذات خود وابسته به علّت است و داراى صفت إمكان مىباشد ؛ اين نوع از قِدم در ذات بارى تعالى راه ندارد زيرا بارى تعالى به هيچ علّتى وابستگى ندارد . « 2 » بر أساس اين تفصيل بسيار واضح است كه پذيرش قديم زمانى بودنِ برخى ممكنات هرگز قدم بارى تعالى را مخدوش نمىسازد .
هامش
( 1 ) - « أسفار أربعة » ج 7 ، از ص 282 تا ص 298 . ( 2 ) - بنابر تعريف ديگرى قِدَم زمانى عدم مسبوقيّت وجود شىء است به عدم مقابل يعنى عدم زمانى خودش ؛ در قِبال قِدم ذاتى كه عدم مسبوقيّت وجود شىء است به عدم مُجامع يعنى امكان و لا اقتضائيّت ذاتىاش . بنابر اين تعريف گرچه مجرّدات نيز قديم زمانىاند ، ولى قِدم ذاتى همچنان اختصاص به ذات مقدّس خداوند متعال دارد .