نه عقل بى شرع ممكن است موجب سعادت گردد و نه شرع بى عقل . كتاب ، علم منقول است و حكمت ، علم معقول و هر دو ملازم يكديگرند . » « 1 »
آنچه بيان شد مجموعهء مطالبى بود كه حكيم و مفسّر عاليقدر مرحوم علّامهء شعرانى با قلم شيرين و مستدلّ خود در توضيح حكمت و شرح و تفسير اجمالى برخى آيات مباركات قرآن كريم دربارهء حكمت بيان فرمودهاند .
محصّل فرمايشات اين عالم بزرگوار آنست كه : حكمت در قرآن كريم به معناى روش استدلالى و تعقّلى است در برابر روش تعبّدى و نقلى ، و براى سعادت انسان به هر دو روش نيازمنديم ، و هيچكدام ديگرى را طرد نمىكند . پس قرآن كريم نه تنها حكمت و علوم عقلى و برهانى را نفى نمىكند بلكه آن را ضرورى مىداند ، و يكى از راههاى مهمّ دعوت به سوى پروردگار همين روش است .
از آنچه بيان شد روشن مىشود كه حكمت در قرآن كريم همان مباحث فلسفى و عقلانى است كه براى پى بردن به نظام هستى و سلسلهء منظّم علل و معلولات آن و چگونگى ربط عالم امكان به واجب تبارك و تعالى صورت مىپذيرد .
اگر گفته شود : حكمت معادل با فلسفه نيست زيرا فلسفه أفكار بشرى است كه دستخوش تغيير و إبطال قرار مىگيرد ولى حكمت ،
هامش
( 1 ) - « نثر طوبى » ج 1 ؛ ص 190 تا ص 192 .