معارف دينى إلهى است كه هرگز دچار إبطال و دگرگونى نمىشود .
پاسخ آنست كه : حكمت داراى دو مرتبه مىباشد : أوّل مرتبهء نفس الأمر و واقع ، اين مرتبه هرگز دچار تغيير و إبطال نمىشود ولى در دسترس بشر قرار ندارد و انسان معمولى با علم حصولى بدين مرحله راهى ندارد . دوّم مرتبهء تعلّم و فراگيرى ، اين مرتبه از حكمت در دسترس انسان بوده و بايد با سعى و كوشش و تلاشهاى فراوان علمى خود را از آن بهرهمند سازد . و نقش پيامبران و أولياء إلهى هموار كردن راه انسانها براى دستيابى به اين مرحله است . و اين مرحله همان أفكار بشرى است كه افراد خوش فكر و با استعداد و داراى پشتكار مىتوانند با آموختن دانشهاى لازم ، به نحو علم حصولى بدان دست يابند ؛ و البتّه واضح است كه در آن خطا و اشتباه راه دارد .
آنچه در قرآن كريم دربارهء حكمت آمده است نيز دو قسم است :
قسم أوّل آياتى است كه در غالب آن آيات تعبير به « نزول » يا « وحى » و يا « إيتآء » شده است و ناظر به همان مرتبهء أوّل مىباشد كه حكمت نفس الأمرى است .
قسم دوّم آياتى است كه دربارهء حكمت در امّتها و انسانهاى معمولى است كه در غالب آنها تعبير به « تعليم » شده است و ناظر به همان مرتبهء دوّم است ، و بديهى است كه تعليم و تعلّم انسانى همراه با أفكار بشرى است و در هر حال راهى غير از اين طريق براى بشر وجود ندارد .
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٦