تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
علم حكمت در اين مسأله دقيقاً مانند سائر علوم اسلامى مىباشد . مثلًا در فقه آيا مىتوان گفت : أحكام إلهى هيچگاه دچار تغيير و إبطال نمىشوند در حالى كه علم فقه كه أفكار فقيهان است هميشه دچار تغيير و إبطال مىشود پس علم فقه با أحكام إلهى تفاوت دارد ؟ ! واضح است كه اين ايراد وارد نيست ، زيرا أحكام نيز دو مرحله دارند : مرحلهء نفس الأمر و واقع ، و مرحلهء استنباط و اجتهاد ؛ آنچه انسان بدان راه دارد همان مرحلهء دوّم است و بايد با تلاش‌هاى فراوان و همين أفكار بشرى به اين مرحله دست يابند ، و هرگز راه ديگرى وجود ندارد . اگر گفته شود : در مسائل معرفتى ما مىتوانيم از أدلّهء نقليّه استفاده كنيم و به عقل مراجعه ننمائيم . پاسخ آنست كه : أوّلًا در معارف عقلى تعبّد راه ندارد . ثانياً از تفسير آيات حكمت كاملًا واضح شد كه حكمت در برابر كتاب است و كتاب همان روش تعبّدى است و حكمت روش عقلانى . ثالثاً روايت ما دو گونه است : الف : روايات عرفى مانند روايات فقهى ، اخلاقى ، طبّى ؛ ب : روايات عقلى مانند روايات توحيد ، جبر و اختيار ، صفات الهى ، روايات مربوط به عرش ، كرسى ، لوح ، قلم و از اين قبيل مباحث معرفتى . در دستهء اوّل نيازى به پيش زمينه‌هاى عقلى نيست ولى در دستهء دوّم بدون پيش زمينه‌هاى عقلى امكان درست فهميدن آنها وجود