هامش
- برخى از روايات ذمّ صوفيّه راجع به اين گروه است ، مانند روايت بزنطى و إسمعيل بن بزيع كه از امام رضا عليه السّلام نقل شده است . زيرا در روايات ديگرى آمده است كه : گروهى از صوفيّه در خراسان به محضر امام هشتم عليه السّلام شرفياب شدند و بر آن حضرت اعتراض نمودند و گفتند : امّت نيازمند پيشوايى است كه لباس خشن بپوشد و غذاهاى غير لذيذ بخورد و بر مركب غير فاخر سوار شود و به عيادت بيماران بشتابد ! حضرت در پاسخ آنها فرمودند : حضرت يوسف على نبيّنا و آله و عليه السّلام پيامبر بودند در حالى كه قباى حرير كه تكمههاى آن از طلا بود مىپوشيدند و بر بالشهاى آل فرعون تكيه مىزدند و حكمرانى مىنمودند . از پيشواى امّت ، عدل و داد انتظار مىرود ، كه هرگاه حكم كند به عدالت باشد و هرگاه وعده داد وفا نمايد ؛ ولى هيچگاه خداوند لباس و طعام را حرام ننموده است ، سپس اين آيه را تلاوت نمودند :قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ .( « بحار الأنوار » ج 70 ، ص 120 و 121 ) و همچنين سفيان ثورى و شاگردان وى در ملاقاتى با حضرت صادق عليه السّلام نظير همين اعتراض را به حضرت نمودند و حضرت امام صادق عليه السّلام جوابى طولانى بر اساس استدلال به آيات و سيرهء نبوى به آنها دادند . ( و اين روايت مفصّل نيز در « بحار الأنوار » ج 70 ، ص 122 تا ص 128 آمده است . )
در هر حال مبناى اين گروه فهم نادرست از مفاهيم زهد و عبادت بوده ، و از طرف ديگر إشكال واضح آنها ريا و تظاهر به اين گونه امور ، و همچنين اعتراض و ايراد بر سائرين است كه تمام اين امور موجب شده است كه از طرف اهل بيت عليهم السّلام مورد طعن و مذمّت قرار گيرند . -