تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
« أبو هريره ميگويد : شخصى از آل رسول خدا از دنيا رفت ، زنها بر جنازهء او جمع شدند و گريه ميكردند ، عمر برخاست و آنها را از گريه كردن نهى ميكرد و آنها را از جنازه دور مىنمود . حضرت رسول الله فرمودند : اى عمر ! بگذار زنها را به حال خود تا گريه كنند . اشك از ديدگان بدون اختيار ميريزد و بر دل مصيبت وارد شده است و اين زنها تازه با اين جان سپرده بوده و از زمان انس و گفتگوى آنها با او ديرى نپائيده است . » عمر كه در مقابل رسول خداى صاحب شريعت و نبىّ مرسل إلهى ، بدون كسب تكليف و سؤال و بدون پرسش مسأله ، اينطور تجرّى نموده و تازيانه بر سرِ زنان بنىهاشم و أقوام و أرحام رسول خدا كه عزيز خود را از دست داده‌اند و بر جنازه‌اش حاضر شده‌اند مىزند ، تا به حدّى كه رسول خدا او را منع نموده و امر به آرامش و منع از اين عمل نمودند ، او كه از رسول خدا شرم نكرده و دست خود را در چنين موقع خطيرى براى زدن زنان داغديدهء بدون جرم دراز مىكند ، و گريه را كه طبق كلام رسول خدا علامت رحمت است دليل بر شكايت گرفته با نهايت سنگدلى بستگان و أرحام دختران رسول خدا را مىزند و زنان را مورد آزار قرار ميدهد ؛ چه مانعِ او مىشود كه بعد از رسول خدا براى رسيدن به مقصود خود و سركوبى متخلّفين از بيعت و براى تسليم نمودن أميرالمؤمنين عليه السّلام كه طبق تواريخ و أخبار از مدّتها كينهء آن حضرت را در دل مىپروريده است ، درِ خانه را آتش زند و شعله از در بالا گيرد و فاطمه سلام الله عليها بضعهء رسول خدا را لطمه زند و با تازيانه بر دستهاى او بنوازد و او
هامش
جنازه‌اى از برابر پيامبر عبور نمود كه زنانى به همراه آن ميگريستند ، عمر آنان را منع نمود ؛ ولى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : آنان را به حال خود واگذار ! چرا كه نفسْ مصيبت ديده و چشم گريان است . » ]
رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 255 | السيد محمد حسين الطهراني