« امّا آن سه كار كه انجام دادم و اى كاش انجام نداده بودم ، يكى آنكهاى كاش من درِ خانهء فاطمه را نمىگشودم ، و به خانهء فاطمه براى تجسّس نمىرفتم گرچه عليه من جنگ بر پا ميكردند . »
ستمها و آزارهائى كه به آن مظلومهء مقهوره نمودند ، اوّلين حاصل و نتيجهء حكومت آنها بوده و بهترين معرّف از طرز عمل و رفتار بعدى آنهاست .
ابن شهر آشوب از آن بضعهء رسول خدا اين أشعار را روايت كرده است :
قُل لِلمُغَيَّبِ تَحْتَ أطْبَاقِ الثَّرَى * إن كُنتَ تَسْمَعُ صَرخَتِى وَ نِدآئِيَا
صُبَّتْ عَلَىَّ مَصَآئِبٌ لَوْ أنَّهَا * صُبَّتْ عَلَى الْأَيَّامِ صِرْنَ لَيَالِيَا
قَد كُنْتُ ذَاتَ حِمًى بِظِلِّ مُحَمَّدٍ * لَمْ أَخْشَ مِنْ ضَيْمٍ « 1 » وَ كَانَجَمَالِيَا
فَالْيَومَ أَخْشَعُ لِلذَّلِيلِ وَ أَتَّقِى * ضَيْمى و أَدفَعُ ظَالِمِى بِرِدآئِيَا
فَإذَا بَكَتْ قُمْرِيَّةٌ فِى لَيْلِهَا * شَجْنًا عَلَى غُصْنٍ بَكَيْتُ صَبَاحِيَا
فَلَأَجْعَلَنَّ الْحُزْنَ بَعْدَكَ مُونِسى * وَ لَأَجْعَلَنَّ الدَّمْعَ فِيكَ وُشَاحِيَا « 2 »
مَاذَا عَلَى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدٍ * أنْ لَايَشُّمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِيَا « 3 »
حضرت فاطمهء زهرا سلام الله عليها بعد از رحلت پدر و مصائبى كه از
هامش
( 1 ) - ضَيْم : ستم .
( 2 ) - وُشاح : نوعى گردنبند زينتى كه به شكل حمايل بر سينه مىآويزند .
( 3 ) - « مناقب » ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 168 . و در كتاب « السّيرة النّبويّة » للسّيد احمد زينى ( دحلان ) كه در حاشيهء « سيرهء حلبيّه » طبع شده است ، بيت دوّم و آخر را از حضرت صدّيقه نقل مىكند كه آن حضرت از خاك قبر رسول خدا بر چشم گذارده و انشاء كردند .
و در « مفاتيح الجنان » در وقايع بيست و هشتم ماه صفر ، در ص 294 اين أشعار را با مختصر اختلافى در لفظ ، از شيخ يوسف شامى در كتاب « الدّرّ النّظيم » نقل كرده است . و أيضاً گويد : فاطمه عليها سلام الله بعد از دفن پدر گريست و گفت : يا أبتاه أجاب ربًّا دَعاه ، يا أبتاه مِن رَبِّه ما أدناه .