را فرو نمىنشانيده است ، مگر آنكه انتقام خود را از طرف بگيرد .
عمر در زمان رسول خدا در مقابل ديدگان رسول خدا هنگام تشييع جنازهء دختر رسول خدا بر سر زنان بنى هاشم كه سوگوارى ميكردند تازيانه زد . رسول خدا او را از اين عمل منع كردند و گفتند : آرام بگير ! گريه كردن بر مرده ناشى از رحمت است و منافات با رضا ندارد .
مرحوم امينى قدّس سرّه از « مُسند » احمد حنبل و « مستدرك » حاكم با إسناد صحيح و « تلخيص المستدرك » و « مسند » ابوداود طيالسى و « استيعاب » ، نقل مىكند از ابن عباس كه : قال :
لمَّا ماتَتْ زَينبُ « 1 » بنتُ رسولِ اللهِ صَلّى اللهُ عليه [ وءالِه ] وسلّم قَالَ رَسولُ اللَه صَلّى اللهُ علَيه [ وءَاله ] وسلّم : أَلْحِقُوها بِسَلَفِنَا الْخَيِّرِ عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُونٍ . فَبَكَتِ النّسآءُ فجَعَل عُمرُ يَضْرِبُهنّ بِسَوطِهِ . فأخَذَ رَسولُ اللهِ صَلّى الله علَيه [ وءَاله ] وسلّم يَدَهُ وَ قَال : مَهْلًا يَا عُمَرُ ! دَعْهُنَّ يَبْكِينَ . وَ إيّاكُنَّ وَ نَعِيقَ الشَّيْطَانِ . - إلى أن قَالَ : و قَعَدَ رَسولُ اللَه عَلَى شَفيرِ القَبر و فاطمةُ إلى جَنبه تَبكى فَجَعَلَ النّبىُّ صَلّى اللهُ علَيه [ وءَاله ] وسلّم يَمسَحُ عَينَ فاطمةَ بِثَوبِهِ رَحمةً لها . « 2 »
ابن عبّاس ميگويد : « چون زينب دختر رسول خدا از دنيا رفت ، حضرت فرمودند : جنازهء او را به بقيع ببريد و در نزد قبر سلف صالح ما عثمان بن مظعون دفن بنمائيد . زنها همه گريه ميكردند ، پس عمر با تازيانهء خود شروع به زدن آنها كرد . رسول خدا دست او را گرفته و گفتند : اى عمر ! آرام بگير ، بگذار گريه كنند .
هامش
( 1 ) - زينب دختر رسول خدا سنهء هشتم از هجرت وفات نمود ، و رسول خدا در فوت او بهشدّت محزون شدند .
( 2 ) - « الغدير » ج 6 ، ص 159