چيست ؟ فرمود : از ضربتى كه بر فرق سر تو وارد مىشود ، و از سيلىاى كه به چهرهء فاطمه مىخورد ، و از زخم و جراحتى كه بر ران حسن وارد مىشود و از سمّى كه او مىآشامد ، و از كشته شدن حسين . »
در اين روايت از كيفيت سيلى خوردن فاطمه چيزى بيان نشده كما آنكه از كيفيّت ضربت خوردن أميرالمؤمنين يا شكافته شدن ران حضرت مجتبى و سمّ نوشيدن آن حضرت و كشته شدن حضرت سيّد الشّهدا چيزى بيان نشده است .
ولى در روايتى كه از « دلآئل الإمامة » نقل شده است چنين وارد است كه :
چون فرستادهء أبوبكر از نزد أميرالمؤمنين عليه السّلام برگشت و گفت كه على از آمدن و بيعت نمودن امتناع مىورزد ، عمر اصرار نمود كه أبوبكر قُنفُذ - كه غلام أبوبكر بوده و از أولاد بنى كعب بن عدىّ و از طُلقاى مكّه بود - را براى احضار أميرالمؤمنين بفرستد . أبوبكر قُنفذ را با جماعتى به خانهء فاطمه براى احضار أميرالمؤمنين فرستاد .
چون اجازهء دخول به منزل را به آنها ندادند ، آن جماعت بازگشتند و فقط قُنفذ درب خانه ايستاد و مراجعت ننمود . چون عمر از آن جماعت شنيد كه أميرالمؤمنين عليه السّلام اذن دخول ندادهاند خشمناك شد و با جماعتى به خانهء فاطمه با كمال شدّت روى آورد و دستور داد مقدارى هيزم درِ خانه انباشتند ، و سپس خودش به صداى بلند فرياد برآورد بطوريكه أميرالمؤمنين و فاطمه بشنوند : اى على ! براى بيعت خارج شو و گرنه خانه را به رويت آتش مىزنم !
فاطمه فرياد برآورد : اى عمر ! تو را با ما چكار ؟ ! عمر گفت : نمىرويم تا آنكه خانه را به روى ما باز كنيد . و چون ديد كسى درِ خانه را باز نكرد در خانه را آتش زد . فاطمهء زهرا در پشت درِ مشتعل او را از ورود به خانه منع ميكرد . عمر با لگد محكم به در كوفت بطوريكه در باز شد و فاطمه به ديوار چسبيد . عمر از
رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٩