تمامى هستند كه خداوند شما را بدانها متنعّم نموده است . آنها امان خدا در روى زمين هستند و در حُكم باب حِطّه در بنى اسرائيل كه موجب مغفرت گناهان بوده است مىباشند . مثال آنها مثال كشتى نوح است كه سوارِ بر آن گرفتار غرقه نخواهد شد . مَثَل آنها مانند قرآن كريم است كه موجب رشد و ترقّى شما خواهد بود .
بنابراين ، نتائج مودّت به آنها راجع به خود شما خواهد بود . بنابراين چگونه آيه دوّم را مىتوان ناسخ آيه اوّل گرفت ؟ آيه دوّم ناظر به آيه اوّل و مثبت آن است ، و مبيّن آنكه آن اجرى كه خواستم ، نفعش هم عائد به خود شماست .
و اگر ناسخ بگيريم معنايش اين مىشود كه از اين به بعد من مزد نمىخواهم و مودّت به اهل بيت من ننمائيد . و اين معنى منافات با مفهوم آيه دوّم دارد كه اجرى و مزدى را ثابت قرار داده ، لكن او را راجع به امّت مىنمايد .
به هر حال هر كس اين دو آيه :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
و
قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ
را در مقابل خود گذارد ، أبداً بين مدلول آن دو تنافى نمىبيند ، بلكه آيه دوّم را مؤكِّد و مشوّق مفهوم آيه اوّل مىيابد .
و چقدر خوب و لطيف بيان كرده است در تفسير « بيان السّعادة » در ذيل آيه مودّت ، آنجا كه ميگويد :
الاستِثنآءُ مُتّصِلٌ وَ المَودَّةُ فى القُربَى و إن كَانَتْ نافِعَةً لَهُم وَ تَكْمِيلًا لِنُفُوسِهِم و لكِن بِاستِكمالِهِم يَنْتَفِعُ النبىُّ صلّى اللهُ عليه و ءَاله لِكَونِهِم أجزآءً لَهُ وَ سَعَةً لِوُجُودِه . فَقَولُه تَعالى :
قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ ،
إشارةٌ إلى كِلَا الانتِفاعَيْن حيثُ جَعَلَه أجرًا لَهُ مِن حَيثُ انتِفاعِهِ بِمَودَّتِهِم لاسْتِكْمالِهِم بِها وَ سَعَتِه صَلّى اللَه علَيهِ وءالِه بِاستِكْمالِهِم . « 1 »
هامش
( 1 ) - تفسير « بيان السّعادة » ج 2 ، ص 204