سرپوش نگذارد ، بسيار شايستهتر است از آنكه كوركورانه افعال آنها را حمل بر صحّت نموده و به مجرّد آنكه اسم صحابى رسول خدا بر آنان واقع شده است آنها را معصوم و خالى از گناه بداند .
در صورت اوّل ، اسلام حقيقى با چهرهء واقعىِ خود بر انسان تجلّى مىكند ؛ زيرا اسلام تنها روح پيغمبر و أقوال و أفعال وى و وحى منزل از جانب خدا بسوى اوست ، نه آنكه اسلام عبارت از مجموعهء كتاب خدا و سنّت رسول الله به ضميمهء سنن و آداب خلفاى بعدى بوده باشد .
و ليكن در صورت دوّم ، اسلام حقيقى در زير افق پندارهاى ظلمانى و تاريك مخفى شده ، مجموعهاى از افكار و آراء جمعى به نام صحابه برنامهء زندگى انسان قرار مىگيرد . و معلومست كه تبعيّت از اين افكار و آراء هيچ مزيّتى فى حدّ نفسه از تبعيّت افكار و آراء بت پرستان و ستاره پرستان يا گاو پرستان ندارد ، زيرا وقتى حاكم در امور مادّى و معنوى انسان از خدا و رسول خدا تجاوز نمود ، چه فرق مىكند كه صحابهء رسول خدا باشند يا رؤساى مشركين و بت پرستان ؟ !
از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت است كه فرمود : بَيْنَا أَنَا وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عِنْدَ رَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ وَسَلَّمَ إذِ الْتَفَتَ إلَىَّ فَبَكَى . فَقُلْتُ : مَا يُبْكِيكَ يَا رَسُولَ اللَهِ ؟ قَالَ : أَبْكِى مِنْ ضَرْبَتِكَ عَلَى الْقَرْنِ و لَطْمِ فَاطِمَةَ خَدِّهَا وَ طَعْنِ الحَسَنِ فِى فَخِذِهِ وَ السَّمِّ الَّذِى يُسْقَاهُ وَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ . « 1 »
« در وقتى كه من و فاطمه و حسن و حسين نزد رسول خدا بوديم حضرت نگاهى به من كرد و گريست . عرض كردم : يا رسول الله ! موجب گريهء شما
هامش
( 1 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، طبع سُربى ، ج 1 ، ص 383