« استثناء در آيه مباركه متّصل است ؛ چونكه مودّت به ذوى القربى گرچه فائدهاش راجع به امّت است و موجب كمال نفوس آنان خواهد شد ، ليكن بواسطهء كمال آنان ، بهره و فائده به حضرت رسول الله نيز ميرسد ؛ چون امّت أجزاء وجود آن پيغمبر أكرمند و همه در سعهء وجود آن حضرت مجتمعند ، كأنّه رسول الله به تنهائى محيط و مسيطر بر تمام افراد امّت بوده و نفعى كه به آنها برسد به رسول الله رسيده است .
بنابراين آيه مباركهء :
قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ
اشاره به هر دو معناست ؛ از طرفى اجر و مزد براى رسول خدا ثابت مىكند ، چون بهرمند شدن امّت از مودّت ذوى القربى نتيجهاش در عالم معنى و سعهء روحى آن حضرت به آن وجود مقدّس راجع ميگردد ، و از طرفى چون خود امّت از اين امر بهره مىبرند و موجب استكمال نفوس آنان ميگردد ، بنابراين منافعش عائد به آنان خواهد بود . »
به هر حال معلومست كه اين درجه از اصرار بعضى از اهل تسنّن براى منصرف نمودن اذهان عامّه از معنى مودّت ذوى القربى ، و توجيه و تأويلى كه در آيه شريفه مىنمايند ، فقط براى سر و صورت دادن به بىمهرىهائى است كه أسلاف آنها روا داشتند . و با اين تكلّفات و تعسّفات عجيب مىخواهند وجوب مودّت به ذوى القربى را انكار كنند ، تا انحرافات پيشوايان خود را لاأقل تا اندازهاى ترميم نموده و أفعال آنها را حمل بر صحّت و اجتهاد مايند ؛ غافل ازآنكه وجوب مودّت ، گذشته از آيه مودّت و أخبار متواترى كه در وقايع مختلفه از رسول الله وارد شده است ، از أحكام مسلّمه و ضروريّات اسلام است . و اين دست و پا زدنها و تمحّلاتى كه مرتكب ميشوند نمىتواند چهرهء حق را بپوشاند .
و اگر انسان ، با انصاف در كارهاى صحابه نظر كند و كردار آنها را با كتاب خدا و سنّت رسول خدا بسنجد و خوب را از زشت تشخيص داده بر فكر خود