روشن همهء آنها يك به يك واقع شد .
بنابراين آن خداوندى كه به علم ازلى خود حقائق اين امور و اين حوادث را بر رسول خود روشن نموده و از آنها پرده برداشته است ، در علم او قصور و كوتاهى نبوده از اينكه به تولّد حسنين عليهما السّلام در مدينه نيز عالم بوده و به رسول خود خبر دهد و مودّت آنان را بر امّت خود در مكّه واجب گردانيده باشد و بواسطهء مقام و منزلت آنها اين امر خطير را بر امّت فرض و حتم نموده باشد ؛ كما آنكه به علّت شرف و منزلت رسول الله بود كه خدا به آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و سائر پيمبران و مرسلين خبر ظهور آن حضرت را داده و جلالت قدر و عظمت شأن آن نبىّ مكرّم را به آنها الهام نمود ، تا آنكه آنها به اين پيامبر عظيم الشّأن ايمان آورند و در مقام فضل و شرف او خاضع و خاشع گردند . « 1 »
بارى ، با اين أخبار متواترى كه راجع به وجوب مودّت علىّ بن أبىطالب و فاطمه و حسنين عليهم السّلام رسيده و با أخبار متواترى كه راجع به عترت وارد شده و آن را يكى از دو ثقل عظيم معرّفى كرده است ، اين اشكالات جز انكار حقّ و اصرار بر جهل و ابراز سوء نيّت و خُبث سريرت چيزى نيست .
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ
عَلَى الْكاذِبِينَ .
« 2 »
« و اگر با تو در اين امر بعد از آنكه از طرف خدا حقّ واضح و آشكارا شد ، محاجّه و مخاصمه نمودند ، پاى مباهله را به ميان آور و بگو : بيائيد تا بخوانيم فرزندان خود را و فرزندان شما را و زنهاى خود را و زنهاى شما را و نفسهاى خود
هامش
( 1 ) - « الفصول المهمّة » ص 225 تا ص 229
( 2 ) - آيه 61 ، از سورهء 3 : ءَال عمران