بايد سورههاى آخر قرآن در اوّل قرار داده شود و سورهء علق كه اوّلين سورهاى است كه بر رسول الله نازل شده در اوّل قرآن قرار گيرد ، و سورهء برائت كه بنا بر نقل بخارى از سليمان بن حرب از شعبه ، و بنا به روايت مسلم از بِندار از غُندَر از شعبه ، آخرين سورهء نازله بر رسول خدا بوده است ، در آخر قرآن قرار گيرد ؛ يا آنكه سورهء مائده كه به روايت اهل بيت آخرين سورهء نازله بر رسول أكرم است در آخر قرآن قرار گيرد .
و اگر كسى بخواهد حقيقت اين موضوع را دريابد ، به بحث در اوائل سور از تفسيرهاى « مجمع البيان » و « تفسير طبرى » و « رازى » و « كشّاف » ، يا به اوائل سور از قسمت تفسير كتاب « إرشاد السّارى فى شرح صحيح البخارى » مراجعه كند تا بداند كه در اين معنى هيچ جاى خلاف و ترديدى بين بزرگان گذشته و متأخّرين نيست .
و بناءً على هذا با ملاحظهء آنكه آيات مدنى در بعضى از سورههاى مكّى واقع شده است و بالعكس ، و اينكه توصيف سورهها به مكّى بودن يا مدنى بودن تابع أغلب آنهاست نه همگى آيات آنها ، چه بُعدى دارد كه سورهء شورى سورهء مكّى باشد ولى چهار آيه كه در مدينهء منوّره بر رسول الله راجع به مودّت اهل بيت نازل شده است در بين آيات مكّيّه قرار داده شده باشد .
و بعد از اين گونه وضوح به چه علّت معترضين مىتوانند اين أخبار متظافره بلكه متواترهاى را كه دربارهء تفسير اين آيه به مودّت اهل بيت از رسول خدا روايت شده است ، ردّ كنند و به مجرّد آنكه سورهء شورى مكّى است ، اين آيه را از اهل بيت منصرف گردانند ؟ و چه كسى به آنها وحى كرده است كه اين سوره مانند أغلب سورههاى مكّيّه نيست كه توصيف به مكّى بودن به اعتبار أغلب آيات آن باشد ؟
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى
. « 1 »
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 23 ، از سورهء 53 : النّجم