« و هنگاميكه در آن معركه چشمها خيره و مضطرب و از شدّت خوف به حركت و گردش در آمد و دلها طپيد و به گلوگاه و حنجرهها رسيد و شما اصحاب به خداى خود سوء ظنّ برديد ، در آن صحنه مؤمنين مورد امتحان خدائى قرار گرفتند و وجود ايمانى آنان به شدّت متزلزل شد . »
و جماعتى از اصحاب كه در باطن نفاق داشتند و أفرادى كه دلهاى آنان از أمراض شرك خالى نبود گفتند : تمام وعدههاى خدا و رسول خدا دروغ و بىاعتبار شد ؛
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً .
« 1 »
و نيز جماعتى از اهل مدينه رو به جمعيّت نمودند و گفتند : اى اهل يَثْرب ( اهل مدينه ) اينجا براى شما موضع درنگ نيست ، فوراً به خانههاى خود برگرديد . و جماعتى از آنان كه خجالت مىكشيدند بدون عذر برگردند ، خدمت رسول الله آمده بهانه جوئى نمودند ؛ به بهانهء آنكه خانههاى ما سرپرست ندارد و عيالات ما تنها هستند اجازهء برگشت مىگرفتند ، و در اين موقع خطير وجود مقدّسش را رها ميكردند . خداوند ميفرمايد كه خانههاى آنها بىسرپرست نبود ، آنان قصد فرار از جنگ داشتند ؛
وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً .
« 2 »
اين إجمال قضيّهء أحزاب بود . در چنين موقعيّتى بعضى از صحابه گفتند كه : اين دشمنان فقط با محمّد كار دارند ، بيائيد محمّد را تحويل آنان بدهيم و خود جان به سلامت بريم . در اين هنگام پيغمبر سه مرتبه خطبه خواند و مردم را
هامش
( 1 ) - آيه 12 ، از سورهء 33 : الأحزاب
( 2 ) - آيه 13 ، از سورهء 33 : الأحزاب